تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
كنم من آزاد مطلقم ، پس مىتوانم نفس نكشم و زنده بمانم من آزاد مطلقم ، پس هيچ كارى را انجام ندهم نتيجه و محصول كار با پاى خود و دست به سينه مىآيد و در پيش من با كمال تسليم و احترام ، خود را در اختيار من مىگذارد من آزاد مطلقم ، اگر بيمار شدم به پزشك مراجعه نكنم ، زيرا تندرستى و بهبودى بخاطر آزادى من ، زنگ در خانه را مىزند ، البته براى اين كه آزادى من لكه دار نشود ، با اجازهء اين جانب وارد اطاق من مىشود و دست مرا محكم مىفشارد و آن گاه بيمارى را از بدن يا روان من در مىآورد ، با لگد و مشت از اطاقم بيرون مىكند و به اين هم قناعت نمىكند ، بلكه فرياد به بيمارى زده و مىگويد : « پس از اين ، ديگر ترا در اين رختخواب نبينم كه آمده و مزاحم آزادى اين آقا گشته اى من آزاد مطلقم ، بطورى كه -
گر فلك يك صبحدم با من گران دارد سرش شام بيرون مىروم چون آفتاب از كشورش
من آزاد مطلقم ،
آن قدر بار كدورت به دلم آمده جمع كه اگر پايم از اين پيچ و خم آيد بيرون لنگ لنگان دم دروازهء هستى گيرم نگذارم كه كسى از عدم آيد بيرون
من آزاد مطلقم ، هم اكنون اگر بخواهم كه سال گذشته برگردد ، بدون اين كه به دستور شفاهى يا كتبى احتياجى داشته باشد ، منظومهء شمسى با تمام كهكشانهاى مربوطه خواستهء مرا اطاعت نموده سال و ماه و ساعت و دقيقه و ثانيهء گذشته سهل است كه تكون اوليهء خود را برميگرداند و ميلياردها سال
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 25 | محمد تقي جعفري