از روزگارش در آورديد ، چه زحمتها و مشقتها كه در اين راه پر خطر متحمل شديد . اما هنگامى كه آن همه رنج و تلاش شما به نتيجه نزديك شد ، سستى و ركود پيشه كرديد و آنچه را كه رشته بوديد بباد فنا داديد . من همان على بن ابي طالبم ، شما هم همان مردم عراقيد ، چه شده است كه مانند آن زنى شديد كه دوران باردارى خود را به نيكوئى سپرى كند و در هنگام رساندن آن همه مشقت روزگار باردارى كه توليد كودك است ، كودك را مرده بزايد . آن گاه سرپرست حقيقى خود را از دست بدهد و دورترين خويشاوندانش او را در اختيار خود بگيرد من كه سرپرست شما بودم عوض نشدهام و بر همان مسير حق و حقيقت كه گام برميداشتم ، ادامه مىدهم . از دستورات من سرمپيچيد ، برخيزيد تا راهمان را ادامه بدهيم . خصومت ما كه پيرو حق و حقيقتيم با كاخ - نشين طغيانگر شام تبديل به دوستى و مودت نشده است . حال وضع شما به همان زن باردار كه پس از دوران حمل كودك را مرده بزايد شبيه است كه اين زن شوهر خود را از دست داده و روزگار بيوه گيش هم به طول انجاميده ، يأس و پريشانى همه سطوح روانى او را فرا گرفته و خود را به تسليم به دورترين خويشاوندانش مجبور مىبيند . شما در انتظار كدامين سرپرستيد آيا معاويه را مىخواهيد ، يا حجاج بن يوسف ثقفى را در عالم خيال براى خود سرپرست تعيين مىكنيد و با آن خيال دل خوش مىداريد بار ديگر به خود بيائيد و نتايج آن همه تقلاها و مجاهدتها را پوچ و تباه مسازيد .
8 ، 9 - أما و الله ما أتيتكم اختيارا و لكن جئت اليكم سوقا ( آگاه باشيد ، سوگند به خدا كه من از روى اختيار بسوى شما نيامدهام ، بلكه وادار به رانده شدن به طرف شما گشتهام )
داستان جنگ جمل بود كه مرا به حركت به سوى شما وادار كرد
بعضى از آن مردم سست عنصر گمان مىكردند كه يگانه مخلوقات روى