تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧

مختصات ذاتى انسانى نمىتواند هدف آن ذات و حيات بوده باشد « وارد كرده‌اند . مىگويند : شما معتقديد كه خداشناسى و خدايابى نيز از مختصات فطرت انسانها مىباشد و بنا بر همان اصلى كه گفته شد ، خداشناسى و خدايابى هم نمىتواند هدف حيات انسانها بوده باشد . پاسخ اين اعتراض چنين است كه : به فعليت رساندن آن مختص فطرى كه خدايابى ناميده مىشود ، در ذات و فطرت انسانى نيست و رسيدن اين مختص فطرى به فعليت احتياج به مجاهدت و كوشش و تلاش دائمى دارد و اين فعليت رسيدن غير از نمود و فعليت رسيدن امتيازات طبيعى است ، زيرا خدا شناسى و خدايابى روح آدمى را در دگرگونىهاى تكاملى واقعا تغيير مىدهد ، اگر چه كالبد جسمانى و ديگر اجزاء درونى كه مربوط به سطح من است . ذاتا تغيير پيدا نمىكند ، بعبارت روشنتر خود طبيعى حقيقتى است و نفس مطمئنه حقيقتى ديگر . در صورتى كه امتيازات طبيعى جز تورم خود طبيعى نتيجه اى نمىدهد . آيا اين خرمن سوختگان مىفهمند محصول خرمن حيات آدميان وارد به جاذبهء پيشگاه ربوبى چيست نه ، سوگند به حقيقت حق ، اينان هيچ نمىفهمند ، و به اين نفهمى هم قناعت نكرده و درصدد آتش زدن به خرمن عالى زندگان حقيقى بر مىآيند - آن زندگانى كه حيات كنونى خود را امواجى از اقيانوس حيات حقيقى * ( وَما هذِه الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا ) * ( 1 ) ( و صحنه ابديت است كه حيات حقيقى است ) ، مىدانند -

ز ان كه هر بدبخت خرمن سوخته مىنخواهد شمع كس افروخته
مولوى

7 - اصل كيفر و پاداش

، اصل تنعم به نعمتهاى بهشتى و يا شكنجه - هاى دردناك دوزخى ، مردم معمولى و با شرائط ذهنى و خواسته‌هاى محدود ناچيزى كه دارند در دو مفهوم كيفر و پاداش اخروى تخيلات و پندارهاى نامعقول دارند كه زائيدهء فرهنگهاى رسوب شده در درون آنان مىباشد . اولا بايد بدانيم
هامش
( 1 ) العنكبوت آيه 64 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 317 | محمد تقي جعفري