تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
مردمى كه تا حدودى حقيقت حيات را فهميده‌اند ، ولى بىشخصيتى و ضعف ارادهء آنان موجب محو شدن واقعيات از قلمرو حيات آنان مىباشد . تعجب در اينست كه با اين كه اينان بهتر از همه مىدانند كه رياكارى و ظاهر سازى آنان فقط مىتواند عدهء محدودى از ساده لوحان را آن هم براى مدتى محدود ، فريب بدهد ، با اين حال دست از اين نكبت و نفاق و خود سوزى بر نمىدارند . اين اصل يا قانون يا هر عنوانى را كه شما مناسب مىدانيد در نظر بگيريد كه ، معنى هرگز با رياكارى و ظاهر سازى سازگار نمىباشد و هر قيافه اى كه چنين شكلى را به خود بگيرد ، دير يا زود ، قدرت مقاومت را در برابر آگاهىها و حقيقت بينىهاى مردم جامعه از دست داده واقعيت پشت پردهء آراسته را بيرون خواهد گذاشت -
ثوب الرّياء يشفّ عمّا تحته فإذا التبست به فإنّك عار
ابو الحسن تهامى ( لباس رياء يك لباس شفافى است كه زير خود را نشان مىدهد ، پس تو اگر لباس ريا را بپوشى ، قطعا برهنه و عريانى ) . بطور خلاصه ، بايد بگوئيم : اينان بيش از آنكه با يك شخصيت ظاهرى مردم را بفريبند ، خود را گول زده و دست بيك خودكشى روحى تدريجى مىزنند . اين كه مىگوئيم : زندگى معنوىنما براى زندگى مادى مقصود فقط آن گروه از مردم نيستند كه ظاهر خود را با پديده‌هاى معنوى آراسته و با بجا آوردن وظايف معنوى صورت خود را فرشتهء ملكوتى نموده‌اند . در صورتى كه باطنشان در تسخير شيطان مطرود و مردود درگاه خداونديست ، بلكه اين طرز زندگى رياكارانه و نفاقآميز شامل آن انسانهائى نيز مىباشد كه چهرهء تفكر و انديشه به خود گرفته و مىگويند : ما در واقعيات و حقايق انسانى و جهانى مىانديشيم و مىخواهيم اين كرهء خاكى را به بهشتى مبدل كنيم كه ساكنانش حكماء و فلاسفه هستند ، ما مىخواهيم سقراط و افلاطون و ارسطو و فارابى و ابن مسكويه و ابن سينا و ابو ريحان بيرونى و محمد بن زكرياى رازى و دكارت و كانت و هگل روى زمين