تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤

4 - زندگى دو عنصرى دنيوى و اخروى كه هر يك مستقلا هدف قرار مىگيرد

كسانى هستند كه مىخواهند از هر دو عنصر دنيوى و اخروى حيات بطور مستقل بهره بردارى كنند ، به اين معنى كه هم عنصر دنيوى و مادى حيات را بطور مستقل هدف قرار مىدهند و هم عنصر اخروى و معنوى آن را هدفگيرى مىنمايند . حيات در نظر اينان به دو حقيقت يا دو عنصر جداگانه تقسيم مىشوند كه ارتباطى به يكديگر ندارند و باصطلاح متداول در ميان مردم هم خدا را جداگانه مىخواهند و هم خرما را در برابر آن اينان از وحدت حيات و وحدت هدف اعلاى آن غفلت مىورزند و نمىدانند كه حيات آدمى حقيقتى است غير قابل تجزيه اگر چه داراى ابعاد متنوع مىباشد و اين ابعاد مانند واحدهاى متشكل در يك مجموعهء پيوسته و مرتبط است كه در يكديگر تأثير مىنمايند . مثلا تعقل كه يكى از نيروها يا ابعاد بسيار مهم حيات است ، بدون هماهنگى با احساسهاى عالى و دريافتهاى اصيل در نهاد آدمى ، واقعا ناقص بوده و پاسخگوى مقاصد و هدفهائى كه از خود تعقل انتظار مىرود ، نمىباشد . و بالعكس . همچنين اراده يكى از نيروها يا ابعاد اصيل و اساسى حيات آدمى است ، و همين اراده بدون انديشه‌هاى واقعبينانه نه تنها منتج نتيجهء منطقى نخواهد بود ، بلكه ممكن است موجوديت آدمى را مانند ماشينى كه روشن شده و بدون راننده در سراشيبى و پرتگاه رهايش كنند ، به دره‌هاى هولناك نابودى ساقط نمايد . بنا بر اين ، بايد گفت : چون زندگى دو عنصرى با استقلال هر يك از آن دو در هدف بودن وحدت حيات و وحدت هدف آن را مختل مىسازد ، هيچيك از آن دو نمىتواند اشباع كنندهء موضوع خودش بوده باشد .

5 - زندگى معنوىنما براى زندگى مادى ( زندگى اخروى نما براى زندگى دنيوى )

اينست زندگى مردمى كه از فهم حقيقت حيات ناتوان بوده ، با نادانى رسوا كننده و چهره‌هاى تصنعى بمبارزه با واقعيات حيات مىپردازند ، و زندگى