اقويا و يكه تازان تنازع در بقا سد راه ديگر انسانهاى تكاپوگر مىباشند . اينان هستند كه نقش بال و پر پرواز كنندگان در فضاى جهنمى تنازع در بقا را بازى ميكنند . تلفات تاريخ ما در مسير خود به جهت بىتوجهى سياست خردمندانه در بارهء اين ابزار « از خود بيگانه » به حدى سهمگين و وحشتآور است كه مىتواند براى مردم معمولى و ناآگاه از واقعيات عالى انسانى ، هرگونه فلسفه و مكتب را پوچ و بىمعنى قلمداد نمايد .
2 - زندگى دنيوى براى دنياى محض و بعبارت ديگر زندگى مادى براى زندگى مادى
اين نوع زندگى كه همهء آگاهىها و انديشهها و خواستهها و تلاش و تكاپوها را براى ماده و ماديات بسيج مىكند ، تاريخ طبيعى قافلهء انسانى را اداره مىكند و بخلاف زندگى نوع يكم ، از مقدارى قوانين و الگوها پيروى مىكند و واقعياتى براى آن بطور جدى مطرح است و طبيعت و شئون آن را شوخى تلقى نمىكند و به موجوديت خود با عينك پوچى نمىنگرد . و بطورى كه سرگذشت عينى اين زندگى نشان مىدهد ، به جهت تطبيق ابعاد معنوىگرائى و روحانى انسانى بر شئون همين زندگى طبيعى محض از رضايت و خرسندى به حيات برخوردار بوده است ، به اين معنى كه گردانندگان اين نوع زندگى و غوطه وران در آن ، رضايت و خرسندى از روند حيات خود داشته و خود را برنده نه بازنده در زندگى تلقى نمودهاند . اما همه مىدانيم كه اين رضايت معلول خنثى نمودن احساسات عالى و ناديده گرفتن لزوم درك موقعيت شخصى در كل مجموعى جهان هستى است كه بوجود آورندهء سه سؤال بزرگ « از كجا آمدهام بكجا مىروم براى چه آمدهام » مىباشد . و با اين كه اين رضايت موجب زير پا گذاشتن ارزشهاى عالى مربوط به شخصيت انسانى بوده و آدمى را در عين داشتن آگاهىها و اختيارات توجيه شده و پيش ساخته در سيستمهاى جبرى