تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
اين بدعت ضد انسانى دلخراش كه از دانايان و آگاهان آن زمان مشاهده مىشود ، دردناكتر از رفتار نابكارانهء معاويه بوده است ، زيرا چنين سكوت در برابر يك بدعت ضد انسانى كه فضاى جامعهء پهناورى را بگيرد و مورد اعتراض نباشد ، موجب شكست آن اصل مىشود كه مىگويد : همهء جامعه را نمىتوان فريب داد و آن را غافل و نادان نگه داشت . آنچه ممكن است اين اصل را از شكست در زمان سلطنت بنى أميه نجات بدهد ، اينست كه گفته شود : بيرحمى و خشونت و بىارزشى خون انسانها در نظر آل اميه موجب آن سكوت دردناك بوده است و نظير اين سكوت در امتداد تاريخ در همهء اقوام و مللى كه اداره كنندگان آنان هيچ ارزشى به انسان و خون او قائل نبوده‌اند بسيار فراوان است . امير المؤمنين عليه السلام مىفرمايد : « اگر دستور سب و دشنام به من دادند ، من شما را براى اين كه از دست زورگويان ضد انسان نجات پيدا كنيد ، مجاز مىدانم ، مانعى نيست به من دشنام بدهيد ، زيرا باضافه اين كه شما را از ستم ستمگران رها خواهد ساخت مرا هم تطهير خواهد كرد » . در معناى اين جمله كه « دشنام مرا تطهير خواهد كرد » بايد تأمل شود كه مقصود از اين طهارت چيست احتمال مىرود كه مقصود امير المؤمنين عليه السلام اينست كه : چون دشنام و ناسزا موجب ناراحتى و احساس تلخى است براى كسى كه به او دشنام و ناسزاى بناحق داده مىشود ، لذا احتمال ناراحتى و و تلخى نوعى رياضت و تحمل مشقت است كه موجب پاكيزگى بيشترى در روح مىباشد . احتمال دوم اينست كه شيوع ناسزا در بارهء كسى بدون دليل حس كنجكاوى آگاهان را بيدار مىكند و آنان در صدد بر مىآيند كه علت ناسزاگوئى را درست بفهمند و چون فرض اينست كه مقام شامخ امير المؤمنين عليه السلام نه تنها شايستهء كمترين ناسزا نبود ، بلكه مستحق عاليترين تعظيم و تمجيد و ستايشى است كه براى يك انسان اعلا امكانپذير است ، لذا با تحقيق كامل در