دائم و پرخورى معروف بوده است ، هم او داراى شكم گنده اى بود كه در موقع نشستن شكمش به روى رانهايش ميافتاد . او مال مىبخشيد ، و در طعام بخيل بود . و در ص 55 مىگويد : معاويه خيلى زياد مىخورد ، سپس مىگفت سفره را برداريد ، يا ظرفها را ببريد ، سوگند به خدا ، سير نشدم ، بلكه ملول گشته و خسته شدهام . در اخبار فراوانى آمده است كه پيامبر اكرم ( ص ) كسى را فرستاد كه معاويه را بنزد او بخواند ، آن شخص ديد كه معاويه غذا مىخورد ، و بار ديگر حضرت همان شخص را فرستاد ، اين دفعه نيز معاويه غذا مىخورد ،
پيامبر اكرم او را نفرين كرد و گفت : اللَّهمّ لا تشبع معاوية
( خداوندا معاويه را سير مكن ) شاعرى در بارهء پرخورى دوستش چنين گفته است :
و صاحب لى بطنه كالهاوية
كأنّ فى أحشائه معاويه
( رفيقى دارم كه شكمش مانند دوزخ است . [ كه هر چه مىخورد باز هل من مزيد ( آيا باز زيادتر از اين وجود دارد كه به من سرازير كنيد ) مىگويد ] گويى معاويه در رودههاى اوست ) .
محققان آگاه معتقدند كه اين مرد معاوية بن ابى سفيان است كه همهء اوصاف مزبوره در سخن را دارا بوده است . معاويه بوده است كه سب و دشنام و لعن به امير المؤمنين را رواج داده است و اين بدعت ضد بشرى و مبارزه با خدا كه معاويه مخصوصا در شام و عراق گسترده بود ، تا زمان عمر بن عبد العزيز از سلاطين بنى اميه رواج داشت و او از اين بدعت جلوگيرى كرد . كارى كه معاويه كرده بود و بهترين مردم را پس از پيامبر اسلام مورد سب و ناسزا قرار داده بود ، مسئله ايست و سكوت و امضاى اين كار بىشرمانه و ضد بشرى كه از دانايان و آگاهان آن زمان ديده مىشد ، مسئلهء ديگريست .
معاويه باصطلاح معمولى كسى بود كه كارش از كار گذشته وطشت ضد علوى بودن او از بام افتاده و براى همه شناخته شده بود . اما مسئلهء سكوت و امضاى