راه پيدا خواهم كرد ، ولى هيهات كه هواى من بر من پيروز شود و حرص و آز مرا به گزينش غذاهاى [ لذت بار و گرانقيمت ] براند ، در حالى كه شايد در حجاز و يمامه كسى باشد كه اميدى براى يك قرص نداشته و سيرى به ياد نداشته باشد ، يا با شكم پر سر ببالش خواب بگذارم و در پيرامون من شكمهاى گرسنه و و كبدهاى سوزان در اضطراب بسر ببرند ، يا چنان باشم كه گويند و گفته است : اين درد براى تو بس است كه با شكم پر و كامكارى بخوابى و در پيرامون تو كبدهائى باشند كه پيرامون انبان خالى بگردند و غذائى پيدا نكنند ) . مورخان نوشتهاند كه امير المؤمنين ( ع ) در شب نوزدهم رمضان المبارك كه ضربت شمشير ابن ملجم نابكار بر سرش فرود آمد ، مهمان دخترش ام كلثوم بوده است . ام كلثوم مىگويد : « من در آن شب طبقى از غذا حاضر كردم كه دو قرص نان جو با كاسه اى از شير و مقدارى از نمك سوده در آن بود ، وقتى كه چشم پدرم به طبق افتاد ، فرمود : « اى دخترم ، دو نان خورش آورده اى مگر نمىدانى كه من از برادر و پسر عم خود پيامبر اكرم ( ص ) متابعت مىنمايم يكى از آن دو را بردار » ، من كاسهء شير را برداشتم و آن حضرت اندكى از نان جو با همان نمك خورد و حمد و ثناى خداوندى بجاى آورد و سپس به نماز ايستاد . . ( 1 ) » اين كم خوراكى و عادت به غذاهاى ساده و كم ارزش تأثير شديدى در تقويت فعاليتهاى روحى و حساسيت عالى روانى آن حضرت داشته است . البته كيفيت لباسهاى آن حضرت را هم كه از روى تواريخ معتبر و از جملات خود آن حضرت به ياد داريم : كفشها و لباسهاى وصله خورده اى تا آنجا كه فرمود : آن قدر زره خود را وصله زدهام كه ديگر از وصله زننده شرمندهام كه بار ديگر براى وصله زدن به او بدهم .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 227
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٢٧
كفن از گريهء غسال خجل
پيرهن از رخ وصال خجل
شهريار
هامش
( 1 ) منتهى الآمال - محدث قمى ، شيخ عباس رحمة اللَّه عليه ص 125 .