مسلم است كه چنين اعتقاد و انجذاب مخلصانه استقامت را بدنبال خود بعنوان يك نتيجهء قطعى بوجود خواهد آورد ، ديگر هواى نفس براى چنين انسانى معبود نخواهد گشت و تاريكىها مبدل بر روشنائىها خواهند شد و موجوديت او وجه المصالحه و يا ابزار كار اربابان تنازع در بقاء نخواهد بود . 7 - « و في الخبر القدسىّ : الإخلاص سرّ من أسرارى استودعته قلب من أحببت من عبادى » ( 1 ) ( در خبر قدسى آمده است كه اخلاص سرى از اسرار من است ، آن را در دل هر كسى از بندگانم كه دوستش دارم بوديعت مىنهم ) از اين روايت معلوم مىشود كه اخلاص يك پديدهء سادهء روانى كه در گفتگوهاى معمولى متداول است نمىباشد . بلكه اين يك فعاليت بسيار والاى روحى است كه شايستگى بدست آوردن آن ، مربوط به انسان و كوششها و گذشتهاى او از اميال نفسانى است ، ولى خود بوجود آمدن آن در درون آدمى به عنايت خداوندى نيازمند است ، يعنى اين انسان نيست كه بتواند اخلاص به معناى عالى آن را كه در اولياء اللَّه بوجود مىآيد ، تحصيل نمايد . بعبارت ديگر وصول به مقام مخلصين ( با فتح لام ) احتياج به مدد و عنايت ربانى دارد كه اخلاص ورزيدن بنده مقدمهء آن است ، نظير كوشش و گذشت از اميال و هواهاى نفسانى در راه عدالت ورزيدن كه محصولش عدالت روحى است كه پرتوى از عنايات ربانى است .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 208
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٠٨
اصلا پس از حركت جوهر روح رو به اللَّه ، همهء آن پيچيدگيها و مشكلات و اضطرابات و معماها از اصل منتفى خواهند گشت -
گفته بودم چو بيائى غم دل با تو بگويم
چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيائى
سعدى
اى لقاى تو جواب هر سؤال
مشكل از تو حل شود بى قيل و قال
هامش
( 1 ) جامع السعادات - ملا محمد مهدى نراقى ج 2 ص 399 .