تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
كه موجب اصرار شديد قرآن و نهج البلاغه و ديگر احاديث معتبر در بارهء يادآورى مرگ شده است ، مسائل متعدديست كه بعضى از آنها را متذكر مىشويم : 1 - بيان يك واقعيت حتمى كه گريبانگير همهء فرزندان آدم است و بدون كمترين تفاوت ميان آنان ، سراغشان را گرفته ، راهى زير خاك خواهد نمود . اين مسئله اثبات مىكند كه ادعاى كشف دواها و موادى كه زندگى بشر را در اين دنيا جاودان خواهد نمود ، خواب و خيالى بيش نبوده و اين خواب آلودگان و خيال پرستان اشتياق سوزان روح را براى بقاى ابدى ، با جاودانى ماندن اين كالبد مادى با غرايز و حواس و درك و فهمى كه همهء آنها را در راه هوسرانىها و لذت جوئىها استخدام نمايد ، اشتباه كرده‌اند . اين پندار و خطا شبيه به اشتباه آن نادان است كه در موقع تطهير بجاى دعاى تطهير [ اللَّهمّ طهّرنى من الأرجاس و الأنجاس ] ( پروردگارا ، مرا از پليديها و ناپاكىها پاكيزه فرما ) دعاى استنشاق [ اللَّهمّ ارزقنى رائحة الجنّة ] ( پروردگارا ، بوى بهشتى را بر من روزى فرما ) را مىخواند ، شخصى آنجا بود و اين دعاى معكوس را شنيد ، به او گفت : دعاى خوبى ميخوانى ، ولى سوراخ دعا را گم كرده اى
آن يكى در وقت استنجاء بگفت كه مرا با بوى جنت دار جفت گفت شيخى خوب ورد آورده اى ليك سوراخ دعا گم كرده اى
2 - آدمى با احساس فناى زندگى اسير تكاثر در ثروت و جاه و مقام نمىگردد ، زيرا با يقين به مرگ ميداند كه نصيب او از مال و منال دنيا محدود است و جاه و مقامى كه بدست مىآورد ، بالاخره از او سلب خواهد گشت :
هر صورت دلكش كه ترا روى نمود خواهد فلكش ز دور چشم تو ربود رو دل به كسى نه كه در اطوار وجود بوده است هميشه با تو و خواهد بود