تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
ارتباط با خداوند و عمل به دستورات و تكاليف او است . اين نوع از نافرمانى و عدم تسليم پستترين حالت تكبر و استنكاف است كه وقيحترين و نابكارترين و ناشايسته ترين صفات رذيله است كه ممكن است كه يك انسان به خود بپذيرد . در جمله مورد تفسير كه مىفرمايد : وَلا مُسْتَنْكَفٍ عَنْ عِبادَتِه ( عبادت و پرستش او تكبر نورزيدنى است ) . معنايش چنين است كه اگر براى يك انسان آگاهى در باره وجود خدا و عظمت او و نيازى كه در تكامل وصول به هدف اعلاى زندگى دارد ، بوجود بيايد ، هرگز نمىتواند او را عبادت و پرستش نكند . مقصود از « نمىتواند » معناى جبرى آن نيست ، بلكه منظور اين است كه براى اجراى اختيار ( بهره - بردارى از آزادى در راه خير ) بهتر از عبادت و پرستش خداوندى موضوعى نمىبيند . 8 - لا تُفْقَدُ لَه نِعْمَةٌ ( و نعمتش مفقود نمىگردد ) . اين مسئله در تفسير خطبهء يكم در مجلد دوم در تفسير جمله وَلا يُحْصى نَعْمائَه الْعادُّونَ بررسى شده است مراجعه فرمائيد . 9 ، 13 وَالدُّنْيا دارٌ مُنِىَ لَهَا الْفَناءُ وَلأَهْلِها مِنْهاَ الْجلاءُ وَهِىَ حُلْوَةٌ خَضْراءُ وَقَدْ عَجِلَتْ لِلطَّالِبِ وَالْتَبَسَتْ بِقَلْبِ النَّاظِرِ ( دنيا جايگاهى است كه فنا بر آن مقدر و خروج از آن براى اهلش مسطر گشته است . اين دنيا بر مذاق فرزندانش شيرين و بر خيره شوندگانش سبز و با طراوت است . اين دنيا براى جوينده اش شتابان است و بر دل نظاره كننده اش مخلوط كننده و فريبا ) .