آنچه آمده است رفتنى است
مبانى عالم خلقت و پديدههاى آن ، فيض هستى خود را از خداوند فياض مطلق مىگيرد و بقاء و ابديت در ذات آن نيست ، بلكه مقتضى بقاء و ابديت را حتى بطور بالقوه هم دارا نمىباشد . اصلا معناى حركت و دگرگونى مستمر در همه اجزاء و روابط عالم خلقت از يك طرف و اين كه دستگاه هستى از فيض الهى شروع شده است و اين فيض به مقدار استعداد محدودى كه در دستگاه هستى وجود دارد ، ادامه خواهد يافت ، همين است كه دنيا رو به فنا است . * ( وَلا تَدْعُ مَعَ الله ) * ( 1 ) ( همه چيز نابود شدنى است مگر وجه خداوندى ) . * ( كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ ) * ( 2 ) ( همهء نفوس انسانى مرگ را چشيده سپس بسوى ما بر مىگرديد ) . * ( إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُمْ مَيِّتُونَ ) * ( 3 ) ( تو اى پيامبر ، از دنيا مىروى و آنان نيز خواهند مرد ) . * ( كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَيَبْقى وَجْه رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَالإِكْرامِ ) * ( 4 ) ( هر كس [ يا هر چيز ] كه در روى زمين است رو به فنا است و تنها وجه پروردگار تو كه داراى جلال و كرامت است ، باقى خواهد ماند ) . اما فناى انسانها به معناى فنا و اضمحلال اجسام آنان كه جزئى از عالم خلقت هستند ، مطابق حس و دلايل عقلى و قرآنى كه متذكر شديم ، روشن است و خداوند متعال با قدرت مطلقهء خود اين اجسام فانى و پوسيده را در روز محشر جمع آورى نموده و بار ديگر آنها را براى ايفاى مسئوليت زنده خواهد كرد .