ديده نشده است كه پيش از آنكه اقدام به كارى كند ، بنشيند و در انديشههاى عريض و طويل فرو رود تا براى او روشن شود كه آيا كارى را كه مىخواهد انجام بدهد ، معلوم خداوندى است يا نه كه اگر معلوم خداوندى است ، آن را انجام بدهد و الا بنشيند و كارى نكند . اگر كسى بگويد : مردم در زندگانى خود رابطهء الهى و نقش او را در زندگى در نظر نمىگيرند ، چه رسد به اين كه در بارهء علم خداوندى بيانديشند . پاسخ اين اعتراض روشنتر از آن است كه نيازى به تفصيل داشته باشد . بسيار خوب ، مردم معمولى چنين است كه شما مىگوييد . آيا يك فرد از پيامبران و اوصياء و اولياء الله و آنان كه با اعتقاد جزمى به نظارت الهى در زندگانى گام برميدارند ، ديده شده است كه بنشيند و اول اين مسئله را بر خود مطرح كند كه آيا كارى را كه مىخواهد انجام بدهد معلوم و مورد مشيت الهى است يا نه آرى حتى يك فرد هم ديده نشده و نخواهد شد . آيا مشاهده و تجربه و استقرائى بالاتر از اين در علوم سراغ داريد كه حتى يك فرد استثنايى هم پيدا نشود . حتى اگر انسان نوعى نهيليست هم بوده باشد ، كه جز خدا همه چيز را پوچ بداند باز براى اثبات مكتب خود كه پوچى جهان هستى است ، نمىنشيند تا بيانديشد در اين كه از نظر علم الهى اين كار بايد صورت بگيرد يا نه آيا اين مشاهدهء كامل و عمومى اثبات نمىكند كه عدم ارتباط كارهاى اختيارى انسانى با مشيت و علم الهى ، يك حقيقت ضرورى درونى است كه تمام انسانها و لو بطور ناآگاه ، حتى بدون استثناى يك فرد ، دارا مىباشند . پس معلوم مىشود كه اين يك وسوسهء ذهنى است كه دامن انسان را پس از صدور كار مىگيرد ، تا راه فرارى به پيش پاى خود هموار بسازد . در پايان اين مبحث روى اين جمله تأكيد مىكنيم كه : هر كس عاشق كلمهء جبر است ، مانعى از عشق ورزى او به آن كلمه وجود ندارد ، حتى اگر بالاتر از اين ، هر موقع كه در انديشهء جبر فرو رفت ، روى همهء جريانات طبيعى و غير طبيعى ضرورى كه پيرامونش را گرفتهاند ، انگشت بگذارد و همهء موقعيتها و رويدادها را ضرورى و جبرى تلقى نمايد ، و خود
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 89
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٨٩