تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
كه على ( ع ) در امور اخلاقى دچار افراط بود و نمىبايست آن اندازه سختگيرى نمايد . به نظر مىرسد اين مطلب بدون توجه به عظمت اصول كلى اخلاق گفته شده است . اصول كلى اخلاق بنياد اساسى انسانيت است و بدون مراعات آنها انسان نمىتواند از مرز حيوانيت عبور نمايد . مقصود از اصول كلى اخلاق ، همان اصول « حيات معقول » است كه فقط عمل به آنها است كه مىتواند معنايى بزندگى ببخشد و از سقوط در پوچگرائى نجات بدهد . از طرف ديگر آنچه كه روش زندگى على ( ع ) نشان مىدهد و مخصوصا در فرمانى كه به مالك اشتر نخعى براى ادارهء كشور مصر صادر نموده است ، در مواردى متعدد او را به عفو و اغماض و نرمى و ملاطفت در بارهء مردم دستور مىدهد . ولى اين نرمى و ملاطفت و عفو و اغماض نبايد به اصول اساسى « حيات معقول » كه اسلام آنها را بيان كرده است ، صدمه اى بزند . و آنگهى اگر به آن چه كه در درون على ( ع ) در بارهء زندگى در اين جهان هستى مىگذشت توجهى كنيم ، خواهيم ديد با نظر به آن آگاهى و اطلاعى كه على ( ع ) از روى پرده و پشت پرده داشت ، رفتار اخلاقى او با مردم در حد اعلاى ملاطفت و سازگارى منطقى بوده است . على بن ابي طالب جهان هستى و هدف آن را و حيات انسانها و هدف آن را جدىتر و قانونىتر از آن مىديد كه مانند ماكياولىها و معاويه‌ها با اين جهان و انسانهائى كه در آن زندگى مىكنند به شوخى بپردازد و بگويد : بارى بهر جهت ، من زمام امور را در دست داشته باشم و مردم هم مشغول چريدن و خزيدن در اين دنيا ، زندگى خود را سپرى نمايند ، اينست جهان ، اينست مردم ، اينست من آيا احترام أمير المؤمنين ( ع ) در چند مورد به اكثريت با اين كه مىدانست رأى آنان مخالف واقع است ، از حد اعلاى ملاطفت و احترام او به اكثريت كشف نمىكند . آيا عواطف و احساسات پاكى كه از اعماق دل در بارهء ناتوانان و درماندگان ابراز مىكرد ، دليل ملاطفت و احترام عميق او بانسانها نيست اين ملاطفتها