تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
شكوفائى در حد اعلا فرو مىبرد ، بنا بر اين ، بايستى ديد دين براى على بن ابي طالب چه حقيقتى را نشان مىداد كه جذبه و نشاط و شكوفائى او را در حد اعلا بوجود مىآورد . چنان كه از سخنان و زندگى و طرز تفكرات خود على ( ع ) برمىآيد : معشوق حقيقى او خدا بود كه در اين زندگانى خود را در تمام لحظات در پيشگاه او مىديد . لذا عقايد و احكام دينى براى او مانند پر و بال زدن يك پرنده براى وصول به آشيانهء خود بوده است ، نه اين كه آن عقايد و احكام معشوق بالذات وى بوده باشند . در خطبهء قاصعه وقتى كه حكمت احكام مربوط به حج را بيان مىدارد ، به خوبى روشن مىشود كه على عمل به آن احكام را مانند پر و بال زدن پرنده براى وصول به آشيانهء خود تلقى مىكند :
كعبهء سنگ نشانى است كه ره گم نشود حاجى احرام دگر بند و ببين يار كجاست
خلاصه عشق و شور على به دين مانند اشتياق شديد يك عاشق به تحريك شاخه هائى از گل براى معشوقش بوده است ، نه براى خود گل . اگر چه رويهء ديگر اعمال و گفتار و انديشه‌هاى صالحهء او عين حقيقت و امواجى از هدف اعلاى حيات مىباشد . مسئلهء دوم - « صادق و راستكار بود » اين جمله دليل واقعيت آن شور و عشق بود كه در جملهء اول ديديم . اتصاف يك انسان به صدق و رستگارى در همهء مدت عمر با صدها سنگلاخ و فراز و نشيب و پرتگاه‌هاى هولناك و فداكارى و گذشتن از مقام بلكه حتى بىاعتنائى بزندگى ، علتى خيلى بالاتر از تقيد و تعصب عادى به مشتى عقايد و احكام دينى مىخواهد كه از عادت و تقليد بىچون و چرا ناشى مىگردد . عشق حقيقى است كه علت واقعى صدق و رستگارى است :
شادباش اى عشق خوش سوداى ما اى طبيب جمله علتهاى ما اى دواى نخوت و ناموس ما اى تو افلاطون و جالينوس ما
مسئلهء سوم - « در امور اخلاقى بسيار خرده گير بود » ظاهر اين جمله اينست
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 31 | محمد تقي جعفري