در زمان حيات خويش جنت را به ايشان نويد داده بود . على تا سر حد شور و عشق پاى بند دين بود ، صادق و راستكار بود . در امور اخلاقى بسيار خرده گير بود . از نامجوئى و طمع و مال پرستى به دور بود و بىشك مردى دلير و جنگاورى با شهامت بود . . . على هم مردى سلحشور و هم شاعر و تمام صفات اولياء اللَّه در وجودش جمع بود ( كرامات فراوان از وى نقل كردهاند ) ولى بالكل از صفات ضرورى يك رجل دولتى و سياستمدار عادى عارى بود . غلو در خرده گيريهاى اخلاقى كه ناشى از علل دينى بود ( ترس از مسئوليت در برابر خداوند ، ترس از مسئوليت ريختن خون مسلمانان ) وى را از اخذ تصميم بازمىداشت و گرايش به مدارا را در نهادش ايجاد كرده بود . عقل او كه كاملا تابع افكار دينى وى بود به كندى تصميم مىگرفت و با سستى بيشترى به اجراى تصميمات مىپرداخت . ترس از اين كه به افتخار طلبى شخصى و خود خواهى متهم شود ، غالبا وى را از شدت عمل و اجراى تصميمات سخت عليه دشمنانش باز مىداشت . على در نظر شيعيان كه توان گفت كه او راحتى بيش از محمد ( ص ) بزرگ مىداشتند نه تنها امام : بلكه پهلوان و ولى اللَّه و مجاهد سلحشور كامل اسلام بود » ( 1 ) . چند مسئلهء مهم را در عبارات فوق مورد بحث قرار مىدهيم : مسئلهء يكم - » على تا سرحد شور و عشق پاى بند دين بود . صادق و راستكار بود « مسلم است كه شور و عشق آن حالت شگفتانگيز روانى است كه امكان ندارد متعلق بيك مشت احكام و عقايد خشك دينى بوده باشد . يعنى يك مشت احكام و عقايد دينى نمىتواند معشوق و انگيزهء شور و هيجان عميق و دائمى بوده باشد . عشق از ديدگاه عاشق تفسير كنندهء هستى بوسيلهء معشوق است . عشق همواره تمام سطوح روانى عاشق را در جذبه و نشاط و
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 30
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٠
هامش
( 1 ) اسلام در ايران - از هجرت تا پايان قرن نهم هجرى تأليف ايليا پاوليچ پطروشفسكى ترجمهء آقاى كريم كشاورز ، انتشارات پيام 1350 ص 49 و 50 .