بر آرزو را به اين نحو مورد توبيخ قرار مىدهد : * ( رُبَما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كانُوا مُسْلِمِينَ . ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ) * ( 1 ) ( چه بسا كسانى كه كفر ورزيدهاند . دوست مىدارند كه كاش مسلمان بودند ، آنها را به حال خود واگذار ، بخورند و از متاع دنيا برخوردار شوند و آرزو آنانرا به خود مشغول بدارد ، به زودى خواهند فهميد ) . 6 ، 8 - ألا و أنّ الدّنيا قد ولَّت حذّاء فلم يبق منها إلَّا صبابة كصبابة الأناء اصطبَّها صابّها ( هشيار باشيد ، دنيا بشتاب مىگذرد و نمانده است از دنيا مگر ته مانده اى در كاسه مانند آن ته مانده اى كه كسى آن را در كاسه ريخته باشد ) .
زمان بسيار سريع مىگذرد ، ولى نگاه ما به اين حركت سريع از فاصلهء بسيار زياد است كه حركت سريع را كند نمايش مىدهد .
هر اندازه كه فاصله ما بين ناظر و جسم متحرك زيادتر باشد ، حركت آن جسم كندتر مىنمايد . حقيقت اينست كه با اين كه سازندهء كشش زمان در كارگاه مغز ما است و ما مىتوانيم عبور طناب ممتد زمان را در درون خود احساس كنيم ، و چگونگى شتاب و كندى آن را بطور مستقيم دريافت نمائيم ، با اين حال به ندرت اتفاق مىفتد كه ما چنين توجه عميقى به درون داشته و واقعيت گذشت زمان را به خوبى دريابيم . آرى ، فقط در آن هنگام كه پس از سپرى شدن ساليان عمر به عقب بر مىگرديم ، تا حدودى سرعت گذشت زمان را درك مىكنيم .
فراموش نميكنم كه روزى در بالين يك بيمار نشسته بودم كه در حدود نود سال از عمرش گذشته بود و دو روز بعد از دنيا رفت ، او هنوز هوش و دركش را
هامش
( 1 ) الحجر آيهء 3 .