بطور قطع بايد گفت : دردهاى بيدرمان بشرى كه سرتاسر تاريخ ما را فرا گرفته است ، ميكربى جز هواهاى نفسانى ما ندارد . هر كجا ستمى و تجاوزى ديديد ، فورا بسراغ كشف ريشهء اصلى آن بپردازيد ، خواهيد ديد كه ريشهء اصلى آن ستم و تجاوز هواى نفسانى يك يا چند نفر بوده است . دليل اين كه در اين مسئله ادعاى قطع و يقين كرديم اينست كه هر چه مقابل هوى است ، اصيل و حقيقت است و جاى ترديد نيست كه از واقعيات اصيل و حقيقت هرگز ظلم و تجاوزى بوجود نمىآيد . خطاها و اشتباه كاريها ممكن است مردم يا خود انسان را براى مدتى حتى براى هميشه از برخوردارى از حقايق و اصالتها محروم نمايد ، ولى اين محروميت ظلم و تجاوز نيست ، دليل روشن اين مسئله اينست كه بشر در طول تاريخ گذشته اش به جهت غوطه ور شدن در مجهولهائى كه به ضرر او تمام شده است ، احساس ظلم و تجاوز نمىكند ، بلكه تأسف مىخورد از اين كه چرا آن مجهولات را دير كشف كرده است . بعنوان مثال : هزاران شايد ميليونها نفر در قرون و اعصار گذشته از بيمارى سل رنج برده و رخت از اين دنيا بر بستهاند ، اما بدانجهت كه جهل به معالجهء سل يك پديدهء اختيارى و از روى هوى نبوده است ، هيچ عاقلى نمىتواند گذشتگان را توبيخ كند به اين كه چرا بيماران مسلول شما رنج كشيدند و از دنيا رفتند و شما ظالم و تجاوز كاريد ولى اگر يك يا چند انسان در امروز دواى بيمارى سل را به جهت سود پرستى كه آشكارترين مصداق هوى پرستى است ، براى بالا بردن قيمت آن احتكار كنند ، بدون ترديد اينان ستمكار و متعدى و مبارزه كننده با حق و محارب با خدا هستند .
برويم بسراغ آرزوهاى دور و دراز كه موجب فراموش شدن ابديت مىگردد . نخست اين نكته را در نظر مىگيريم كه فرق ميان آرزو و اميد در اينست كه اميد عبارتست از خواستن مطلوبى كه در آينده قابل تحقق است و چون قابل تحقق است ، بالضرورة مبتنى بر واقعيات و يا بر آنچه كه قابل تبديل
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٧٥