با هرگونه شرايط ذهنى مىتوانند شركت نمايند . اين گمان به نظر صحيح نمىرسد زيرا ماهيت مشورت عبارتست از اجتماع يك عده اشخاص بعنوان اعضاى مشورت براى بيان عقايد و نظريات خود ، در بارهء موضوعى كه بديهى نبوده و امرى است نظرى . اعضاى مشورت مىخواهند واقعيت موضوع مورد مشورت را كه از نظر ابتدائى پوشيده است ، روشن بسازند و بهترين راه حل آن موضوع را براى دفع ضرر يا جلب منفعت براى مردم اجتماع ارائه بدهند . مسلم است كه مشورت به اين معنى و هدفى كه از آن منظور است ، با فرض عدم توجه به شعور و درك و معلومات و تقواى اعضاء مشورت بطور قطع ناسازگار است ، بنا بر اين ، انسانى كه فاقد شعور و درك و معلومات و تقوى است . چيزى ندارد كه به نفع انسانها ابراز عقيده و نظر نمايد . همچنين با نظر به هدف و غايت از مشورت كه عبارتست از بدست آوردن بهترين عقيده و نظر براى مصالح مردم ، اجتماع ، بىنيازى از شعور و درك و معلومات و تقوى ، خطائى است كه هيچ اداره كنندهء اجتماع نمىتواند مرتكب آن شود . به اضافهء اين كه يكى از مخاطبين به دستور شورى خود پيامبر اكرم ( ص ) هم است ، در اين صورت چگونه جايز است كه پيامبر آگاه از همه چيز و مطلع از مصالح و مفاسد زندگى مردم عقل خود را مساوى يك فرد فاقد شعور و درك قرار بدهد و در برابر او يك رأى داشته باشد اين مطالب كه گفتيم ، قرينهء عقلى براى تفسير آيه به وجهى است كه ما متذكر شديم ، يعنى قطعا بايد اعضاى شورى واجد صلاحيت مشورت بوده باشند . با قطع نظر از قرينهء عقليه كه بيان نموديم ، از نظر فن تفسير و اصول بيان و محاورات آيهء شمارهء دوم مبين و مفسر آيهء شمارهء يكم است . آيه شمارهء دوم اوصاف اعضاى شورى را چنين توضيح مىدهد : 1 - مرتكب گناهان بزرگ و فحشاء نباشند . 2 - غضب خود را فرو نشانند .
3 - بطور كلى كسانى باشند كه بدستورات الهى پاسخ پذيرش بدهند . و نماز را برپاى دارند . 4 - و از آنچه كه خداوند بر آنان عنايت فرموده است ، انفاق
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 239
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٣٩