تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
ناميده مىشود . آيا فرار از ذلت و مبارزه با خوارى و تحقير از مختصات طبيعت روانى انسانها نيست آيا دفاع از حيات اساسىترين مختص ذاتى حيات نيست آيا دفاع از وطن كه جايگاه بروز و گسترش ابعاد حيات است لازم نيست ، با اين كه اين روحيه در همهء جانداران ديده مىشود ، چگونه شما انسانها متوجه اين اصل نيستيد به همين جهت است كه امير المؤمنين عليه السلام در يك جمله از خطبه‌هاى گذشته فرموده‌اند : و أىّ دار بعد داركم تمنعون ( و از كدامين جايگاه غير از جايگاه خود دفاع خواهيد كرد ) 10 ، 14 - أقوم فيكم مستصرخا و أناديكم متغوّثا ، فلا تسمعون لى قولا و لا تطيعون لي أمرا حتّى تكشف الأمور عن عواقب المسائة ( در ميان شما فرياد زنان مىايستم و شما را بعنوان پناه جوئى ندا مىكنم ، نه گفتارى را از من مىشنويد و نه امرى را از من اطاعت مىكنيد ، تا آن گاه كه حوادث عواقب وخيم خود را نشان بدهد ) .

پيش از آنكه عواقب وخيم حوادث گريبان شما را بگيرد ، بفريادهاى من گوش بدهيد

فريادهاى امير المؤمنين از روى احساسات زودگذر نيست . فريادهائى كه او سر مىدهد ، از اعماق جان الهى او بر مىخيزد كه امواجى از حقايق و و واقعيات روح او است . اين حقايق و واقعيات مستند به درك مبانى عالى « حيات معقول » است كه از معانى قرآن و اصول عقل سليم و وجدان پاك و تصفيه شده بوجود آمده است . اين همان فرياديست كه نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد صلوات اللَّه عليهم أجمعين براى پيش برد بشريت راه انداخته بودند . آنها چه مىگفتند و فريادشان براى چه بود فرياد و گفتار همهء آنان اين بود كه خدا