نه بانتقام خونهائى كه با شمشير تبهكاران ريخته مىشود اهميتى مىدهيد و نه از احساس برادرى با آن انسانها كه در راه شما به خاك و خون در غلطيدهاند برخوردار هستيد آيا هيچ فكر كردهايد در اين كه خونهائى كه در راه دفاع از دين و آرمانهاى شما روى خاك مىريزد ، پيامى بشما دارند آيا هيچ در اين مسئلهء حياتى انديشيدهايد كه احساس برادرى در دين اسلام كه از علامات درخشان اين مكتب است ، بزرگترين عامل وحدت شما است و اگر اين عامل تباه شود و يا با بىاعتنايى در آن بنگريد ، هيچ عامل وحدت و يگانگى براى خود نخواهيد يافت زندگى مشتى از مردم كه از چنين احساسى بىبهره است اگر چه در محكمترين نظم رياضى باشد ، برتر از زندگى مشتى حيوانات اهلى نخواهد بود كه با هم مىخورند و با هم مياشامند و با هم حركت مىكنند و با هم مىنشينند و مىخوابند و ديگر هيچ . مردم آن جامعه اى كه انسانهائى از آنان مظلوم كشته مىشوند و ديگران به تماشاگرى قناعت ورزيده و به زندگى بىاساس و بىپشتيبان خود دل خوش مىدارند ، همانند چارپايانى هستند كه بعضى از آنها را مىكشند و ديگر جانداران به علف خوارى و جست و خيز مشغولند .
تلختر از همهء اينها كه گفتم ، اينست كه اصلا شما هدف و مرامى در زندگى نپذيرفتهايد شما مانند برگهاى ناچيز و خشكيده خود را تسليم هدفها و مرامهاى قدرتمندان ضد انسان نمودهايد ، گويا نمىدانيد كه هدف و مرام اقوياى قدرت پرست ، جز وسيله ساختن شما براى اشباع خودخواهىهايشان چيز ديگرى نيست .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 211
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢١١