تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
خود را به رهبرى قبول نكرده بودند و يا مبتلا به ضعف اراده بودند و يا خود محورى افراد آن جامعه ، آنانرا از شناخت « حيات معقول » بىبهره ساخته بود . حقيقت اينست كه با نظر به وضع عمومى جامعهء آن دوران ، همهء اين عوامل مزبور وجود داشته است ، نه به اين معنى كه هر يك از افراد آن جامعه بوسيلهء همه اين عوامل پوچ و تباه شده بودند ، بلكه بعضى از آنان بيكى از عوامل مزبوره ، بعضى ديگر به چند عامل از آنها مبتلا بودند ، مگر اقليتى اسف انگيز كه هم شايستگى رهبر را برهبرى در حد اعلا و هم عظمت تكليف و هم قدرت اراده و انسان محورى را درك نموده و اين امور را در « حيات معقول » خود عينيت بخشيده بودند ، مانند مالك اشتر ، عمار بن ياسر ، اويس قرنى و امثال اينان . 6 ، 7 - لا أبا لكم ، ما تنتظرون بنصر ربّكم ( اى مردمى كه اصالت نداريد ، براى يارى پروردگارتان در انتظار چه كسى و كدام روزى و چه حادثه اى نشسته‌ايد ) .

آخر در انتظار چه نشسته ايد

آيا در انتظار حادثه اى بالاتر از هجوم دشمن بىباك و خدانشناس و ضد انسان نشسته‌ايد چه حادثه اى دردناكتر از كشته شدن انسانها و ويران شدن دودمانها و ذلت و خوارى شكستى كه از دشمن خونخوار نصيب شما مىگردد در انتظار كدامين روزى نشسته‌ايد در انتظار روزى كه رزمندگانتان در خاك و خون بغلطند و كودكانتان پايمال و زنهايتان اسير شوند و به بدترين وضعى مبتلا شوند در انتظار كدامين رهبر نشسته‌ايد آيا من كمترين تفاوت و ترجيحى براى خود در ميان شما قائلم آيا شما را بميدان جنگ فرستاده ، خودم به رفاه و آسايش مىپردازم آيا سعادت و فضيلتى را كه موجب زندگانى اصيل شما مىباشد درك نمىكنم پس در انتظار چيستيد و
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 207 | محمد تقي جعفري