تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦

عبارت كلىتر با قلمرو جز من بسنجد و دريابد و روى آن عمل كند . اين تعين حد مشترك همزيستى انسانهاى رشد يافته است كه به مرحلهء : أن لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا احرارا فى دنياكم ( 1 ) ( اگر براى شما دينى نيست و از معاد نمىترسيد ، حد اقل در دنياى خود انسانهاى آزاد باشيد ) ، رسيده است . مكتبهاى انسانى محض از دوران هراكليد كه حقوق جهانى انسانى را حدس زده است تا قرن 17 و 18 و 19 و 20 كه مكتبهاى مختلف انسانى پشت سر هم و يا هم زمان عرضه ميشوند ، اين تعين را گوشزد ميكنند . با اين همه كوشش و تقلا ، متأسفانه نتيجه اى كه مكتبهاى انسانى و اعلاميه‌هاى جهانى در بارهء اعتقاد به لزوم تعين انسانى در جوامع انسانى به وجود آورده‌اند ، قابل مقايسه با واقعيت و زيبائى خود انديشه‌هاى انسانى نبوده است ، زيرا اعمالى كه بشر در دنبال اين مكتبها و اعلاميه‌ها و كنگره‌ها از خود نشان داده‌اند ، با مختصر تحليل در بارهء عوامل و عناصر پشت پردهء آن اعمال ، نشان داده‌اند كه خود انسانى مفهومى جز همان توسعهء خود طبيعى در لذت و الم و شاديها و اندوهها چيز ديگرى نتيجه نداده است ، با اين كه در بعضى از جوامع نظم و ترتيب در كارها و مراعات حقوق انسانها كاملا چشمگير گشته است ، با اين حال در محاسبهء نهائى نام دوران خود را دوران انفراد و بيگانگى انسانها از يكديگر نهاده و آنان كه كمى هشيارتر و انسانىتر مىانديشند به اين نام هم قناعت نكرده قرن انسانى را به نام قرن بيگانگى انسان از خويشتن اصطلاح كرده‌اند آنها امور متعددى را بعنوان منشاء ورشكستگى دنياى امروز مطرح ميكنند ، از قبيل :

هامش
( 1 ) از سخنان امام حسين عليه السلام در روز عاشورا .