تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
مجموعهء خاصى متشكل نموده و شخصيت معينى را در كالبد مشخصى بوجود آورده است . به وجود آمدن تعين دوم همواره در زمينهء اراده انجام مىگيرد و به عبارت روشنتر : اراده است كه ريشه‌ها و ساقه‌ها و شاخ و برگ تعين دوم را آبيارى مىنمايد . و به همين جهت است كه موجوديت آدمى با نظر ، به تعين دوم در منطقهء ارزشها قرار مىگيرد نه با نظر به تعين نخستين كه جز نقطهء تقاطع عده اى از جريانات امور طبيعى ناخودآگاه و قوانين قراردادى ما فوق اراده و اختيار فردى ، چيز ديگرى نيست . انسان در اين مرحله از تعين است كه ابزار كار خيلى فراوان در اختيار دارد ، مانند انديشه و تعقل و دانش و قدرت تجريد و نيروى اكتشاف و حدسهاى ما فوق حس و منطق ، و به سازندگى در خويش و ديگران و طبيعت پيروز و موفق مىگردد و يك پاى او را در اعماق كوچكترين ذرات هستى و پاى ديگرش را در فراز كرات فضائى قرار مىدهد و با اين تعين به ما فوق تاريخ طبيعى محض گام مىگذارد ، و تاريخى به عنوان تاريخ جاندارى بنام انسان بوجود مىآورد ، ولى تنها كارى كه اين مزايا و عظمتها انجام مىدهند در مفاهيمى از قبيل « انسان موجود خيره كننده ايست » ، انسان از قدرت انديشه و ابزار سازى فوق العاده برخوردار است » ، « انسان محيط ساز نيرومندى است » ، « موجوديت انسان داراى سطوح فراوانى است كه او را تا بيكرانها مىگستراند » خلاصه مىگردد . در طبيعت اين مرحله از تعين ، اوصاف و فعاليتهاى منفى ديگرى نهفته است كه مىگويد : « انسان مىتواند گرگ انسان بوده باشد » ، انسان در مجراى تضاد به جاى استفاده در كسب كمال ، به نابودى طرف مىكوشد « ، » انسان اغلب در تسلط به هوى و هوس حيوانى خود با شكست روبرو مىشود « لذا توقع ايده آلهاى اعلاى انسانى در اين مرحله از تعين ، توقع نابجائى است كه به شوخىهاى بىپايه نزديكتر است تا يك واقعيت قابل تحقق . در اين مرحله است كه اصل تنازع در بقا مىتواند به نهايت قدرت و دقت خود نايل شود و فلسفه و هنر و علم را استخدام كند . خاصيت كلى اين