تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧

و در زنجيرهاى گرانبار بسته شوم ، براى من بهتر از آنست كه خدا و رسول او را در روز قيامت در حالى ملاقات كنم كه بر بعضى از بندگان خدا ستم ورزيده و يا چيزى از مال و منال پوچ دنيا را از دست مردم ربوده باشم . و چگونه براى خوشى نفسى دست به ظلم و تعدى بر كسى بزنم كه پايانش شتاب به پوسيدگى است و منزلگهش دل خاك تيره در زمان بس طولانى ) . آن زندگانى كه صاحبش را بر ظلم بانسانها و تاراج كردن اندوختهء آنان كه با استهلاك لحظات حيات خود بدست آورده‌اند ، وادار بسازد ، مرگ با شكنجه بچنين زندگانى ترجيح دارد ، زيرا در آن هنگام كه زندگى يك فرد مزاحم حيات ديگران باشد ، خاريست در سر راه كاروانيان رو به كوى الهى كه تا نابود نشود ، بتزاحم خود ادامه خواهد داد . من فرزند ابي طالب خواب در روى خارهاى زهر آگين و بسته شدن در زنجيرهاى گرانبار را بر اندك ستم بر انسانها ترجيح مىدهم ، زيرا مىدانم كه ظلم و وخامت آن چيست . 103 - و بسطتم يدي فكففتها و مددتموها فقبضتها ، ثمّ تداككتم علىّ تداكّ الإبل الهيم على حياضها يوم ورودها ، حتّى انقطعت النّعل و سقط الرّداء و وطىء الضّعيف و بلغ من سرور النّاس ببيعتهم ايّاى ان ابتهج بها الصّغير و هدج اليها الكبير و تحامل نحوها العليل و حسرت اليها الكعاب ( 1 ) ( در هنگام بيعت ، دستم را براى بيعت با من باز كرديد ، من آن را پس كشيدم و دستم را بسوى خود كشيديد ، من آن را بستم ، سپس مانند هجوم شتران تشنه به حوضهاى آب در روز ورود به آنها ، به من هجوم آورديد ، شدت ازدحام شما بقدرى بود كه كفش پاره شد و عباء افتاد و ناتوان زير پا ماند و سرور و شادى مردم در بيعت با من به حدى اوج گرفت كه كوچك به وجد و ابتهاج در آمد و

هامش
( 1 ) خطبهء 227 ص 249 و 250 .