تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤

من در كمال وضوح بودند عمل كردم ، شك و ابهامى در كار نبود كه با امثال شما مشورت كنم و در موضوعاتى هم كه احتياج به مشورت بود ، با آگاهان و عدول مسلمانان به مشورت پرداختم ، ولى نظر شما ارائهء واقعيات نبود ، بلكه منظور شما مطرح كردن شخصيت خودتان در جامعه بود كه با شايستگى مشورت با شما منافات داشت . آيا من با شما مشورت كنم در بارهء تساوى حق مردم در بيت المال كه خود شما هم مىدانيد كه پيامبر اكرم در تقسيم آن ميان مردم تساوى برقرار كرده بود شما كه اصرار داريد بايد مثلا عرب را بر عجم يا مهاجرين را بر انصار ، قدرتمندان را بر ناتوانان ترجيح بدهم ، آيا با اين روحيه كه شما داريد ، باز مىتوانم با شما مشورت كنم 100 - لقد كنت أمس اميرا فأصبحت اليوم مأمورا و كنت أمس ناهيا فأصبحت اليوم منهيّا و قد احببتم البقاء و ليس لى ان احملكم على ما تكرهون ( 1 ) ( من تا ديروز امير بودم و امروز مأمور شده‌ام . ديروز نهى كننده بودم امروز بر من نهى مىشود . شما ادامهء حيات در اين دنيا را دوست مىداريد و بر من نيست كه شما را به آن چه كراهت داريد وادار كنم ) . من تا ديروز كه هنوز طعم عدالت و حقپرستى مرا نچشيده بوديد ، امير شما بودم و خيال مىكرديد كه من هم مانند سياستمداران معمولى به تمايلات نفسانى دست اندركاران جامعه اهميت داده و حركاتم را بر طبق هواهاى شيطانى آنان براى پيش برد سلطه و اقتدارم تنظيم خواهم كرد ، لذا دست قبول بر سينه داشتيد ، امروز كه مىبينيد : فرزند ابي طالب مسئلهء زمامدارى بر مردم را يك ماموريت الهى براى خود ميداند كه هيچ تمايلى بر دادگرى در آن مأموريت راه ندارد ، سر به نافرمانى برداشته و براى من دستورها صادر مىكنيد 101 - و قد كرهت ان يكون جال فى ظنّكم انّى احبّ الإطراء و استماع

هامش
( 1 ) خطبهء 206 ص 212 .