من جز اين كارى نمىكنم كه بمقتضاى تكليف انسانى - الهىام ، حقوق حيات فردى و اجتماعى شما را كه از بجا آوردنش فارغ نشدهام ، ادا مىكنم و وظايف واجب و ضرورى را كه بايستى اجراء كنم انجام مىدهم . گفتگويتان با من مانند گفتگويتان با جباران روزگار نباشد . در برابر من از تسليم و خوددارى كه در مقابل اقوياى پرخاشگر داريد ، بپرهيزيد . با قيافهء ساختگى و ظاهرسازى با من آميزش مكنيد ، گمان مبريد هنگامى كه سخن حق به من گفته مىشود ، براى من سنگينى خواهد كرد ، يا خودم را از آن حق بالاتر قرار خواهم داد ، زيرا كسى كه شنيدن سخن حق يا نشان دادن عدالت براى او سنگينى كند ، عمل به حق و عدالت براى او سنگينتر خواهد بود . در برابر من از گفتن حق و مشورت براى تحقق بخشيدن به عدالت خوددارى مكنيد . اگر عنايت خداوندى كه مالكتر از من به من است ، كفايتم نكند ، من داراى شخصيتى فوق خطا نيستم . قطعى است كه من و شما بندگان مملوك پروردگارى هستيم كه جز او خداوندى وجود ندارد . او است مالك مطلق نفوس ما كه بالاتر از مالكيت خود ما است . او است كه ما را از مراحل پايين حيات به مراتب عالى آن حركت داده ، گمراهى ما را به هدايت و نابينائى ما را به بينائى مبدل ساخته است ) . اين جملات در مجلد اول از ص 253 به بعد توضيح داده شده است ، مراجعه شود . 102 - و اللَّه لئن ابيت على حسك السّعدان مسهّدا و اجرّ فى الأغلال مصفّدا ، احبّ الىّ من ان القى اللَّه و رسوله يوم القيامة ظالما لبعض العباد و غاصبا لشيء من الحطام و كيف أظلم احدا لنفس يسرع الى البلى قفولها و يطول فى الثّرى حلولها ( 1 ) ( سوگند به خدا ، اگر روى خارهاى سعدان شب به روز آورم
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 156
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٥٦
هامش
( 1 ) خطبه 222 ص 243 .