تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
كهنسال لرزان لرزان در شعف و شادى غوطه ور گشت و بيمار هم براى آن بيعت هجوم آورد و حجاب از روى دختران افتاد ) . بار ديگر بشما تأكيد ميكنم ، چند لحظه به عقب بر گرديد و سرگذشت بيعتى را كه با من كرده‌ايد به ياد بياوريد . مگر شما نبوديد كه من از قبول بيعت امتناع مىورزيدم و شما با اجبار و فشار دستم را براى بيعت بسوى خود مىكشيديد آن روز پر ازدحام را به ياد بياوريد كه از وجد و شعف و سرور و ابتهاج همهء مردم از كوچك و بزرگ و تندرست و بيمار و زن و مرد غلغله در فضا انداختيد و هلهله و پايكوبىها از حد گذشت . من با چنان وضع بىنظير حاضر به قبول زمامدارى شما گشتم ، آيا امروز در روحيهء من تغيير و دگرگونى ديده‌ايد آيا من همان فرزند ابي طالب نيستم نه سوگند به خدا من همان على بن ابي طالبم ، اين شما هستيد كه مانند فيل كه به ياد هندوستان بيفتد ، به ياد روزگار رفاه و آسايش و كامكاريهاى گذشته ، دگرگون شده و از من ، همان را مطالبه مىكنيد كه كامجويان و نامجويان نشسته بر دور سفرهء سياستمداران انسان نشناس و بى خبر از خدا از اربابان خويش برويد :
برو اين دام بر مرغ دگر نه كه عنقا را بلند است آشيانه

104 - فأنا ابو حسن قاتل جدّك و خالك و أخيك شدخا يوم بدر و ذلك السّيف معى و بذلك القلب القى عدوّى ، ما استبدلت دينا و لا استحدثت نبيّا و انّى لعلى المنهاج الَّذى تركتموه طائعين و دخلتم فيه مكرهين ( 1 ) ( اى معاويه من همان ابو الحسنم ، قاتل جد و دائى و برادرت كه در جنگ بدر كه آنان را با شكست مفتضحانه كشتم . همان شمشير را امروز هم بهمراه دارم و با همان قلب با دشمنم روياروى ميشوم . نه دينى را عوض كرده‌ام و نه پيامبر جديدى را مطرح ميكنم و من بر همان طريقهء حق و حقيقت پايدارم كه شما با

هامش
( 1 ) ج 3 ص 13 نامهء 10