77 - و لقد احسنت جواركم و احطت بجهدى من ورائكم و اعتقتكم من ربق الذّلّ و حلق الضّيم شكرا منّى للبرّ القليل و اطراقا عمّا ادركه البصر و شهده البدن من المنكر الكثير ( 1 ) ( من همسايهء خوبى براى شما بودم و با تمام كوشش بحمايت از شما برخاستم و براى اصلاح همهء ابعاد شما كمر همت بستم و شما را احاطه نمودم . شما را از طناب ذلت و خوارى آزاد و از حلقههاى زنجير بدبختىها نجات دادم . اين همه تلاش و تكاپوى من سپاسى از نيكوكارى اندك بود ، با چشم پوشى از آنكه مىديدم ( و قدرت بر طرف كردن آنها را از جامعه نداشتم ، با زشتىهاى فراوانى كه آنها را در شما احساس مىكردم و چاره و راهى براى منتفى ساختن آنها وجود نداشت ) . همهء شما مىدانيد كه كمترين كوتاهى در وظيفه اى كه در بارهء شما داشتم ، نورزيدهام . شما بردهء بىاختيار قدرتپرستان و اميال شهوانى خود بوديد ، شما در حلقههاى پولادين مشقتها و بدبختىها پوسيده بوديد ، لحظه اى آرام نگرفتم و دقيقه اى نياسودم ، تا آنجا كه ممكن بود شما را از آن بردگى ذلتبار و حلقههاى پولادين سيه روزيها نجات دادم . 78 - و اللَّه لقد رقعت مدرعتى هذه حتّى استحييت من راقعها و لقد قال لى قائل : الا تنبذها عنك فقلت : اغرب عنّى ، « فعند الصّباح يحمد القوم السّرى » ( 2 ) ( سوگند به خدا ، اين زره را كه دارم آن قدر وصله زدم كه از وصله
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 139
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٣٩
است با كمال آزادى و اختيار به صاحبش كه خدا است ، غير از جدائى طبيعى و بىاختيار جان از كالبد است كه مرگ ناميده مىشود :
آنان كه ره عشق گزيدند همه
در كوى حقيقت آرميدند همه
در معركهء دو كون فتح از عشق است
هر چند سپاه او شهيدند همه
هامش
( 1 ) خطبهء 157 ص 70 .
( 2 ) خطبهء 158 ص 76 .