تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦

هيچ كار ناشايستى را به من نسبت بدهند ، آنان ميان من و خودشان عادلانه حكم نكرده‌اند . و آنان حقى را مطالبه ميكنند كه خود آن را ترك كرده‌اند و خونى را مطالبه ميكنند كه خود آن را ريخته‌اند ) . عجبا ، آنان از من چه مىخواهند كدامين نكتهء ضعف را بر من گرفته‌اند ، اعتراض آنان بر من روپوشى بر گناه خودشان مىباشد كه برخاستند و حقى را ضايع نموده و خونى را بر زمين ريختند ، حالا مرا مسئول آن نابكاريهاى خود قرار داده اند 70 - و أنّ معى لبصيرتى ، ما لبّست و لا لبّس علىّ ( 1 ) ( و من قطعا بينائيم را با خود دارم ، هيچ امرى را به هيچ كس مشتبه نساختم و هيچ امرى بر من مشتبه نشده است ) . هيچ امكان ندارد كه كسى يا حادثه اى مرا بفريبد ، زيرا من خويشتن را نفريفته‌ام . 71 - و ايم اللَّه لأفرطنّ لهم حوضا انا ماتحه لا يصدرون عنه برىّ و لا يعبّون بعده فى حسّى ( 2 ) ( و سوگند به خدا ، حوضى براى آنان پر خواهم كرد ، فقط خودم مىتوانم آنانرا از آن حوض سيراب نمايم كه خود نخواهند توانست از آن حوض سيراب شوند و جرعه اى بعد از آن هم نخواهند آشاميد ) . شبيه به اين مضمون در شمارهء 12 آمده است . دائره بيش از يك نقطهء مركزى ندارد . حق و حقيقت همانست كه من با شما در ميان گذاشته‌ام و هيچ راهى جز اين راه براى رسيدن به سعادت و فضيلت براى شما وجود ندارد . به راه بيفتيد و زمينگير نشويد . 72 - لم يسرع احد قبلى الى دعوة حقّ و صلة رحم و عائدة كرم

هامش
( 1 ) خطبهء 135 ص 27 .
( 2 ) خطبهء 135 ص 27 و 28 .