كننده اش خجالت كشيدم . كسى به من گفت : آيا اين زره را دور نخواهى انداخت گفتم : دور شو از من ، آنان كه شب راه رفتند ، در هنگام بامداد ستوده ميشوند ) . راهى كه بايد پيموده شود ، از تلاش در حركت و پيمودن آن راه نبايد سرباز زد . حركت شبانگاهى كه چشم پوشى از آسايش را نيازمند است ، ما را به مقصد نزديك مىكند ، بگذاريد راه برويم ، و مار از سنگلاخها و تاريكىها نترسانيد ، ما دل به مقصد بستهايم نه به آسايش . من در « حيات معقول » اسير زره و لباس زيبا و خوراكهاى خوشگوار نيستم ، پرداختن به اين امور خوابيدن در شبهاى تاريك زندگى است كه جلو حركت ما را مىگيرد . راه برويد و در باتلاقهاى خور و خواب و خشم و شهوت و زيبائى وسائل زندگى زمينگير نشويد . 79 - فأن ترتفع عنّا و عنهم محن البلوى احملهم من الحقّ على محضه و أن تكن الأخرى ، « فلا تذهب نفسك عليهم حسرات انّ اللَّه عليم بما يصنعون » ( 1 ) ( اگر مشقتهاى اين بلوا و فتنهها از ما و از آنان مرتفع گشت ، آنان را به حق محض رهنمون خواهم شد و اگر غير از اين باشد ، باكى نيست ، خداى من به پيامبرش فرموده است : « در حسرت تبهكاريهاى آنان خود را فرسوده مساز ، قطعا خداوند به كارهاى آنان دانا است ) . اگر بگذاريد و دست از مبارزه با خويشتن بردارند و از خود كشى تدريجى خسته شوند و از آتش زدن بخرمن اعمال خود سير شوند ، ما كار خود را كه توجيه آنان به سوى حق است ، شروع خواهيم كرد ، من همان اجراء كنندهء مشيت خداوندى هستم كه دگرگون ساختن اجتماعات را براى خير و صلاح يا شر و فساد ، وابسته به آمادگى خود مردم نموده است : انَّ الله لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّروُا ما بِأَنْفُسِهِمْ ( 2 ) ( خداوند در بارهء هيچ قومى دگرگونى بوجود نمىآورد
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 140
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٤٠
هامش
( 1 ) خطبهء 160 ص 81 .
( 2 ) الرعد آيهء 11 .