عمل ذهنى با انعكاس محض ( چه شرطى و چه غير شرطى ) در سه موضوع است : 1 - عامل هويت خود كار كه حركتى است آگاهانه در ذهن .
2 - عامل كار كه صادر كننده يا ادامه دهندهء كار است و اين عامل درونى هنوز از نظر علمى محض روشن نشده است .
3 - هدف از كار - هدف گيرى در عمل ذهنى مخصوصا در موقعى كه كار بطور آگاهانه صورت مىگيرد ، قطعى و ضرورى است .
1 - تصديق با واحدهاى انعكاسى
اين فعاليت عبارتست از آن عمل ذهنى كه روى واحدهاى تصور شده انجام مىگيرد و با اين عمل آن واحدها به شكل قضيه در مىآيند ، مانند : « آفتاب كروى است » . واحدهاى اين قضيه كه ساده ترين اشكال قضايا است عبارتند از : 1 - آفتاب . 2 - كروى بودن . 3 - رابطه ميان آن دو كه رابطهء مثبت است .
واحد يكم و دوم از نمودهاى عينى بوسيلهء حواس به ذهن ما منتقل شدهاند .
واحد سوم كه عبارتست از رابطهء ، اگر چه نمود عينى ندارد ، ولى واقعيت آن ، از مشاهدهء اتصاف آفتاب با كرويت انتزاع شده است و پديدهء انتزاع خود يك عمل ذهنى است ، نه انعكاس محض . 4 - حكم يا اذعان به وجود رابطه ميان موضوع و محمول كه قطعا عمل ذهنى است . با اين تحليل روشن مىشود كه در هر قضيه اى دو نوع عمل ذهنى وجود دارد : عمل يكم - انتزاع رابطه ، زيرا خود رابطه داراى يك نمود عينى در بيرون از حواس و ذهن نيست ، آنچه كه در بيرون از حواس و ذهن وجود دارد ، واقعياتى است با اوصاف و اجزاء و پديده و تشكل و اتحاد و انضمام آن اوصاف و اجزاء و پديدهها با واقعيات و بس . هنگامى كه مىگوئيم : ميان آفتاب و كرويت رابطه اى وجود دارد و يا ما بين علت و معلول رابطه اى وجود