تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩

هدف نا معقول براى شناختهاى تقليدى

در يكى از مباحث گذشته ( آن مسائل حياتى كه تقليد در آنها كشف از تباهى زندگى مىكند ) هفت مسئله را مطرح نموديم كه تقليد در بارهء آنها واقعا كشف از تباهى زندگى مىنمايد . شناخت تقليدى در آن مسائل با ادعاى انسان بودن سازگار نيست . اين مطلبى است كه با جملهء زير به ابن سينا نسبت داده شده است : من قال أو سمع به غير دليل فليخرج عن ربقة الإنسانية ( اگر كسى بدون دليل چيزى را بگويد يا بشنود ، از گروه انسانها خارج شود ) چه هدفى نا معقولتر از اين كه شخص براى درك و پذيرش حيات خود ، احتياج به شناخت و تصديق و امضاى ديگران داشته باشد از جملهء هدفهاى نا معقول تقليد ، باز كردن موقعيت چشمگير در جامعه است كه متاسفانه رواج و رونقى دارد ، اين هدفگيرى نابخردانه به اضافهء اين كه قدرت انديشه و تعقل را تباه مىسازد ، ارزش شناختهاى واقعى و اصيل را از بين مىبرد ، زيرا تشخيص اين كه اظهارات اين گوينده يا اين هنرمند يا اين آموزنده مستند به شناخت اصيل است يا تقليدى ، از عهدهء اغلب مردم بر نمىآيد . مخصوصا با در نظر گرفتن اين كه گاهى طفيلىهاى معرفت چنان ماهرانه و با حماسه و بازيگرى دست به كار ميشوند ، كه از خود صاحبنظران اصيلتر مىنمايند چنان كه در داستان « خر برفت و خر برفت و خر برفت » مولانا مشاهده كرده‌ايم . گاهى هدف گيرى از شناختهاى تقليدى اشباع حس واقع گرايى است . اين عده از اشخاص واقعا هم مىخواهند واقعيات را درك و دريافت نمايند ، ولى گمان مىبرند اين حس بس شريف با شناختهاى تقليدى اشباع خواهد گشت ، اين يك هدف گيرى نا معقولى است كه بجاى كوشش براى بدست آوردن عسل و خوردن و چشيدن طعم لذيذ آن ، به جنباندن لبها و بر هم زدن آنها و گفتن « به به » و ديگر حركات عضوى قيافه كه خورندگان عسل واقعى ابراز ميكنند قناعت مىورزد