تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
آن انگيزه و دليل چيست من مردم ديگر را مىبينم كه به تعهد خود عمل ميكنند . پس عمل به تعهد شما انعكاسى از عمل ديگران است اگر اين سؤال را تكرار كنيد و در بارهء آن تأكيد كنيد ، پاسخ شما اين خواهد بود كه من هم جزئى از مردم هستم ، آنان عمل به تعهد ميكنند و امكان ندارد كه مردم بدون فهم و انديشه كارى را انجام بدهند . بدين ترتيب اكثريت مردم در گفتار و كردارهاى خود ، آن قسمت را كه مستند به ضرورت جبرى بديهى حيات آنان نيست و احتياج به نظر و استدلال دارد ، تكيه گاهى جز عوامل بى اساس ، يا جز تقليد و پيروى ندارند .

تقليد شفاف و نا ملموس در شناختها

برخى از تقليدها كاملا مشخص و قابل درك و متمايز از شناختهاى اصيل مىباشد ، و برخى ديگر قابل تشخيص و تمايز نمىباشد . آن قسمت از تقليدها كه مشخص است ، هيچ خطرى براى معارف بشرى ندارد ، زيرا فرض اينست كه شناخت مفروض انعكاس و پذيرشى از شخصيت يا گروه ديگر است . اگر تقليد ضرورى بوده باشد ، به جهت ضرورتى كه دارد ، يك پديدهء بى ضرر بلكه لازم محسوب مىشود ، مانند رجوع به پزشك متخصص . و اگر ضرورى نباشد ، يا موجب ضرر بوده باشد ، بدانجهت كه تقليدى بودن آن روشن است ، براى هشياران اشكالى بوجود نمىآورد . بلكه وظيفهء حتمى مربيان جامعه است كه اين حالت وابستگى بدون دليل را كه شخصيتها را زبون و ناتوان مىسازد ، از بين ببرند . آنچه كه مهم است و مىتواند شخصيت انسانى افراد يك جامعه را وابسته و مختل بسازد ، تقليدهائى است كه وابستگى شخصيت را نمودار نمىسازد . اين نوع تقليد كه شفاف و نا ملموس ناميده مىشود ، داراى اقسام گوناگون مىباشد .