يا براى آنكه آن رشته يك استاد خوب دارد و مىخواهم در درسهاى او شركت كنم ، يا براى آنكه رشتهء ساده ايست . اين پاسخها چنان كه ملاحظه مىشود ، هيچ يك از آنها مطلوبيت درك واقعيت را از روى فهم و شعور به ميان نمىآورد .
بلكه آنها مطالب و هدفهائى هستند كه يا از روى تقليد محض ، مطلوب واقع شدهاند و يا بر مبنائى كاملا سست و بى اساس پى ريزى گشتهاند . اكنون كمى بالاتر برويم و با اساتيد و آموزندگان به مصاحبه بپردازيم . گروهى از اينان در برابر نخستين سؤال ما كه شما چه اندوختهايد و كدامين واقعيتها را به دانش پژوهان جامعه منتقل مىسازيد اين پاسخ را خواهيم شنيد : ج - بچهها نان مىخواهند و من ساليان عمرم را براى تحصيل اين مقام سپرى كردهام كه با دلى آسوده حقوقى را بدست بياورم و معيشت با رفاه و آسايش داشته باشم علم يعنى چه تحقيق چيست صاحبنظر شدن چه معنا دارد و توليد مثل از راه معرفت به من مربوط نيست سؤال ما با اين گروه در همين جا قطع مىشود . سراغ گروههاى ديگرى از آموزندگان را مىگيريم .
س - آقايان ارجمند شما چه مىكنيد ج - ما در رديف اساتيد و آموزندگان جامعه قرار گرفتهايم . ما در دوران جوانى مشاهده كرديم كه استادى يك مقام چشمگير در جامعه است ، لذا به انواع مشقتها و تلاشها تن در داديم و به اين مقام رسيديم س - بسيار خوب ، عرض ميكنم : حالا چه مىكنيد ج - تدريس مىكنيم .
س - چه تدريس مىكنيد و چگونه تدريس مىكنيد اين سؤال بىمورد است ، زيرا معلوم است كتابهايى را كه رسما در دانشگاههاى دنيا مورد تدريس و يا مورد پذيرش قرار گرفتهاند ، تدريس مىكنيم و آن كتابها مطالب درستى دارند ، زيرا ديگر اساتيد آنها را تصديق كردهاند اما اين كه مىگوئيد چگونه تدريس مىكنيم ما مطلب را بيان مىكنيم ، دانشجويان
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 27
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٧