تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
او است كه توانسته است مطلوبيت يك پديده را درك نموده و از آن تقليد نمايد .

قسم دوم - مطلوبيت پديدهء مورد تقليد مستند به خود تقليد كننده نبوده

حتى خود مطلوبيت آن را هم از تقليد شونده يا كس ديگر پذيرفته است ، اگر چه ابراز اين حقيقت كه « اكثريت افراد هر جامعه اى را اين گونه مقلدان تشكيل مىدهند » بسيار اسف انگيز است ولى چاره اى جز اين نيست كه ما بايد واقعيت را باز گو كنيم ، تا در صورت امكان رابطهء خود را با آن واقعيت اصلاح و تنظيم نماييم و بقول مولانا جلال الدين :
زان حديث تلخ مىگويم ترا تا ز تلخىها فرو شويم ترا
براى توضيح اين كه اكثريت چشمگير مردم در دو قلمرو معرفت و عمل مقلد مىباشند ، مثالى را مىآوريم : از يك دانشجو البته بعنوان نمونهء اكثريت دانشجويان مىپرسيم : س - چرا درس مىخوانيد ج - مىبينم كه اشخاص تحصيل كرده داراى امتيازاتى در جامعه هستند . س - آيا شما در بارهء آن امتيازات تحقيق كرده‌ايد كه واقعا امتيازات هستند ، يا يك مشت امور تصنعى مىباشند و اگر امتيازات واقعى مىباشند ، كدام يك از آنها بر ديگرى ترجيح دارد ج - اين چه سؤالى است شما مىكنيد همه مىگويند : آنها امتيازات خوبى هستند و ممكن است اين پاسخ طور ديگرى برگذار شود و دانشجو بگويد : همهء فرزندان فاميل ما درس مىخوانند و من نمىتوانم درس نخوانم و از آنان عقب بيفتم س - بسيار خوب ، چرا آن رشته را انتخاب كردى ج - براى اين كه دوستانم آن رشته را انتخاب كرده‌اند ، يا براى آنكه جامعه آن را مىخواهد يا براى آنكه زودتر به هدفم كه عبارت از باز كردن موقعيت در جامعه است ، برسم .