تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
باشد تا ايده ئولوژى را ايجاب نمايد جهان در همين وضع و ساختمانى كه دارد ، به حد كافى مىتواند براى من كه داراى استعداد ارتباط هدفى با آن دارم ، لزوم عقيده به حكومت قانون و حكمت در جهان را در جهان بپذيرم ، به همين جهت است كه جهان از ديدگاه اسلام حق و آيات الهى معرفى شده است و درك حق و آيات بودن آن را مشروط بر تعقل صحيح و بينائى درست ميداند . و از همين جا مىتوانيم سؤال ديگرى را كه در دوران ما مطرح است ، پاسخ بگوئيم . اين سؤال اينست كه چطور شده است كه اين مسئله « آيا ايده ئولوژى از جهان بينى بر مىآيد يا نه » در فلسفه‌ها و معارف اسلامى مطرح نشده است پاسخ اينست كه قضيهء حق و آيات بودن جهان هستى براى حكماى اسلام بقدرى روشن و يقينى تلقى شده است كه طرح مسئلهء مزبور را بىمورد تلقى كرده‌اند . اشخاصى كه گمان ميكنند درك وجود يك آهنگ كلى براى جهان هستى و تابش فروغ خداوندى در اين جهان ، ما را به پذيرش عقيده و تكاليف معينى باضافهء تنظيم حيات طبيعى وادار نمىكند ، معناى آهنگ كلى و فروغ الهى را در اين جهان نفهميده‌اند كه من نيز جزئى از اين آهنگ و مشمول فروغ نور خداوندى هستم كه توانائى من بر بىاعتنائى و ناديده گرفتن آن ، موجب عدم واقعيت جزئيت من از آهنگ مزبور و مشمول قرار گرفتن فروغ نور الهى نمىباشد . بلى ، كسانى كه مىخواهند از شناخت جهان هستى آن ايده ئولوژى را استنتاج كنند كه پديده‌هاى ظاهرى و محدود جهان در حال ارتباط يك جانبه انسانها با آن پديده‌ها ، نشان مىدهد ، در حقيقت يك شناخت ناقص را عامل ايده ئولوژى مناسب با آن شناخت تلقى ميكنند و آن دو را يا يكى تلقى ميكنند و يا با مقدارى از « بايد » هاى غير مربوط به واقعيت جهان ، ايده ئولوژى مطلوب را از آن شناخت استنباط مىنمايند .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 259 | محمد تقي جعفري