* ( 4 - حَقِيقٌ عَلى أَنْ لا أَقُولَ عَلَى الله إِلَّا الْحَقَّ قَدْ جِئْتُكُمْ بِبَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرائِيلَ ) * ( 1 ) [ حضرت موسى ( ع ) به فرعون فرمود : ] ( حق و سزاوار نيست كه در بارهء خدا جز حق نگويم . من دليلى روشن از پروردگارتان براى شما آوردهام ، بنى اسرائيل را با من بفرست ) . * ( 5 - فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الأَدْنى وَيَقُولُونَ سَيُغْفَرُ ) * ( 2 ) ( آيا از آنان تعهد كتابى گرفته نشده است كه جز حق در بارهء خدا چيزى نگويند ) * ( 6 - وَجادَلُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِه الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ ) * ( 3 ) [ آن تبه كاران ] ( به وسيلهء باطل به جدل پرداختند تا حق را بوسيلهء باطل تباه كنند ، آنانرا گرفتم [ ديدى ، يا ديدند كه ] كيفر من چگونه بود ) آن آياتى كه در قرآن مجيد عالم خلقت را حق معرفى مىكند ، مانند : * ( 7 - وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ ) * ( 4 ) ( و او خداونديست كه آسمانها و زمين را براى حق آفريده است ) . ضمنا گوشزد مىكند كه گفتار و انديشه و شناخت ما بايد در بارهء عالم خلقت بر مبناى حق باشد . از آيات فوق به خوبى روشن مىشود كه براى ارتباط صحيح با واقعيات جز پىجوئى از حق و حق گويى و حق انديشى و حق شناسى راهى ديگر وجود ندارد . پس يك جامعهء اسلامى صحيح آنست كه در آن جز حق گفته نشود و به جز حق نينديشند . نتيجهء قطعى اين حق محورى بوجود آمدن شناختهاى صحيح در جامعه مىباشد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 223
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٢٣
3 - برخى از آيات دستور به پيروى از احسن مىنمايد ، مقصود از احسن گفتار و انديشهء بهتر مىباشد . البته مىدانيم كه منظور از احسن زيبائى محض
هامش
( 1 ) الاعراف 105 .
( 2 ) الاعراف 169 .
( 3 ) المؤمن ( غافر ) آيهء 5 .
( 4 ) الانعام آيهء 73 .