شناخت مستند به خدا است
قسم يكم - آياتى است كه علم را بطور مستقيم به خدا مستند مىدارد
: * ( 1 - عَلَّمَ الإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ ) * ( 1 ) ( تعليم نمود به انسان آنچه را كه نمىدانست ) اين آيه صريحا مىگويد : خداست كه نعمت علم را به انسان عنايت فرموده است . درست است كه همهء موجوديت انسان و عوامل برپا دارندهء زندگى او در جهان هستى مربوط به مشيت خداونديست ، ولى چنان كه بروز روح در مجموعه اى از اجزاى مادى : * ( فَإِذا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه ) * ( 2 ) ( از روح خود در انسان دميدم ) دليل امتياز خاص روحى است كه با عنايت خاص الهى در وى دميده شده است ، همچنين علم كه انسان آن را دارا مىشود ، امتياز خاصى است كه با لطف خاص الهى به او عنايت مىشود . مفهومى كه از اين دو استناد درك مىشود اينست كه اگر عنايت مخصوص خداوندى نبود موجوديت طبيعى محض انسان كه مجموعه اى از عناصر مادى است ، چنين استعدادى را نداشت كه محصولى بنام روح و علم از آن مجموعه توليد شود . و به همين جهت است كه هر مطلبى كه تا كنون در بارهء چگونگى بوجود آمدن روح يا روان ، من و همچنين بوجود آمدن علم در مغز بشرى كه مىدانى است مادى ، گفته شده است ، از فرض و احتمال و نظره تجاوز نمىكند . بقول مولوى كه در بارهء دعا گفته است :