تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤

* ( فَمَنْ حَاجَّكَ فِيه مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَكُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ الله عَلَى الْكاذِبِينَ ) * ( 1 ) ( اگر كسى پس از آنكه براى تو علم به حقيقت روى داده است ، با تو به احتجاج برخيزد ، بگو بياييد هر دو طرف ، فرزندان و زنها و خودمان را بياوريم ، سپس مدعى و عقيدهء خود را با نهايت توجه و گرايش با خدا در ميان بگذاريم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار بدهيم ) . مشاهده مىشود كه پيامبر اسلام علم به حقيقت را كه براى او حاصل شده است ، مخالفت با آن را مستحق لعنت خداوندى دانسته است . مىتوان گفت كسانى كه به بحث و تحقيق در پيرامون شناخت و مسائل مربوط به آن مىپردازند بدون آنكه رابطهء آنها را با حيات « آن چنان كه هست » و « آن چنان كه بايد » در نظر بگيرند ، در حقيقت مىخواهند به تفسير و توضيح زندگى جاندارى بپردازند كه كه مرده و جان خود را از دست داده و تنها اعضاى بيجان آن را براى بررسى بر نهند دلايل اين مدعا بدينقرار است : دليل يكم - آيات فراوانى در قرآن مجيد ارزشهاى حياتى شناخت را بطور جدى مطرح مىكند . اين ارزشها بقدرى با اهميت بيان شده است كه مىتوان گفت : زندگى بدون شناخت و معرفت از ديدگاه قرآن ، زندگى محسوب نمىشود . دليل دوم - دستورات اكيد براى تحصيل شناخت و معرفت بوسيلهء به كار انداختن حواس و عقل و قلب و مفاد اين دستورات الزام قطعى انسانها به كوشش و تلاش در راه بدست آوردن شناخت و معرفت براى امكان پذير ساختن « حيات معقول » است ، نه براى ورزش فكرى و آرايش فعاليتهاى مغزى محض . دليل سوم - اهميت خاصى كه آيات قرآنى براى اثبات استناد شناخت و معرفت به خدا ابراز مىنمايد ، با اين كه همهء اجزاء خلقت و نمودها و روابط آنها مخلوق خداوندى بوده و مستند به مشيت الهى مىباشند ، با اين حال تذكر خاص

هامش
( 1 ) آل عمران 61