مىنشينند . اينان از طبيعت رانده شده و به ماوراى طبيعت نرسيده در وسط راه بيك روشنائيهائى خيره شدهاند كه تنها براى نشان دادن راه مىباشد ، نه براى خيره شدن و عشق و پرستش . گروه سوم - طبيعت را تا حدود امكان درك كرده و عظمت و ارزش آن را كه شايستهء مسير بودن براى ماوراى طبيعت است دريافت نموده هر دو امتياز طبيعت و ماوراى طبيعت را بدست مىآورند .
معناى اين كه طبيعت مسيرى براى ماوراى طبيعت است ، آن نيست كه واقعا طبيعت جز راهى خشك براى سپرى كردن فاصله دو قلمرو چيزى ديگر نيست ، بلكه همان آغوش ما در پر عاطفه ايست كه پس از طى دوران شير خوارگى فرزندش او را به عوامل رشد و تكامل مىسپارد . همين طبيعت بله همين طبيعت .
تو درون چاه رفتستى ز كاخ
چه گنه دارد جهانهاى فراخ
مر رسن را نيست جرمى اى عنود
چون ترا سوداى سر بالا نبود
هر سه گروه دورانى از شك و ترديد و وسوسهها را بايد طى كنند ، با اين تفاوت كه گروه اول به جهت هوى پرستى و خود محورى و گروه دوم به جهت كج فهمى و قهر از طبيعت كه مادر انسان است ، بوسيلهء شك و ترديد و وسوسه راه را گم مىكنند و موجوديت خود را از وصول به حد نصاب كمال محروم مىسازند ، ولى گروه سوم - حركت منطقى خود را ادامه مىدهند و به شك و ترديد و وسوسهها پيروز ميشوند و به هدف نهائى زندگى خود نايل مىگردند .
محروميت از شناخت خويشتن و خودسازى
آيات قرآنى اهميت بسيار زيادى به شناخت و سازندگى خويشتن تذكر مىدهد . از آن جمله : * ( 1 - سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الآفاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّه الْحَقُّ ) * ( 1 )
هامش
( 1 ) فصلت آيهء 53 .