تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
مىكنم ، اين منم كه كلياتى را از جزئيات انتزاع مىكنم و شناختهاى كلى را در اختيار شما مىگذارم و غير ذلك . پس بنا بر اين :
آفتاب آمد دليل آفتاب گر دليلت بايد از روى رو متاب
مولوى بسيار خوب ، آقاى آفتاب ، مىتوانى بر اين سؤال ما پاسخ بدهى كه بوجود آورندگان اين همه نظرات و عقايد و مكتبهاى متضاد در طول تاريخ در جوامع بشرى همه و همه بر تو استناد مىكنند و صفحهء تاريخ را با تكيه بر تو كه خود را آفتاب ناميده اى با خون و خونابه رنگين كرده و :
هر كسى آرد به قول خود دليل از سوى تو در ميان بحث و نزاع و شورش و غوغاستى

( 1 ) همه و همه بر تو استناد مىنمايند وقتى به سراغ ارسطو مىرويم و مىگوئيم : با كدامين دليل ميگوئى : هيولا وجود دارد ترا برخ ما مىكشد : « عقل » بر مىگرديم به سراغ منكران هيولى مىرويم ، آنان نيز نام نامى ترا بميان مىآورند : « عقل » با حمايت گران تنازع در بقا به بحث و گفتگو مىنشينيم ، چماق ترا بر سر ما فرو مىآورند : « عقل » با هواخواهان تعديل قدرتها به مصاحبه مىنشينيم ، ترا تكيه گاه خود قرار مىدهند : « عقل » از بدبينان به طبيعت بشرى دليل مىخواهيم ، ما را به تو حواله مىكنند ، . « عقل » به خوش بينان به طبيعت بشرى روى مىآوريم ، چهرهء آفتابى ترا نشان مىدهند : « عقل » از آنان كه اصالت را به فرد نسبت مىدهند ، دليل مىپرسيم ، با قاطعيت تمام ما را به تو ارجاع مىكنند : « عقل » مىرويم بسراغ مكتب اصالت اجتماع كه ضد اصالت فرد است و از آنان براى ادعائى كه ميكنند ، دليل مطالبه مىكنيم ، آنان نيز ترا پيش مىكشند : « عقل » مكتب متوسط هم كه مىگويد : نبايد يك جانبه قضاوت

هامش
( 1 ) مصرع اول در اصل چنين است : « هر كسى آرد بقول خود دليل از گفته اى » ما بمناسبت موضوع بحث « از سوى تو » آورديم .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 145 | محمد تقي جعفري