تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠

حقيقت يكم نگرش تجزيه اى

- سلطه و حكومت مطلقهء نظم و قانون بر همه موجودات و اجزاء و روابط آنها با يكديگر در عالم طبيعت . شايد هضم كردن اين مطلب دشوار باشد كه اگر نظم و قانونى از خارج از هويت متحرك جهان طبيعت ، در طبيعت حكمفرما نبود ، واقعيتى بنام طبيعت وجود نداشت ، ولى خوشبختانه واقعيتها هيچ ارتباطى به اين ندارد كه ما آنها را هضم كنيم يا از گرفتن آنها خوددارى نموده و آنها را استفراغ نمائيم . منطق بينش علمى چنين ايجاب مىكند كه ما با هر مدعائى كه روبرو مىشويم ، اگر چه مدعى در ميان همهء انسانها منحصر بفرد باشد و هيچ كسى با او موافقت نكند ، ولى آن مدعا از دليل كاملا منطقى برخوردار باشد ، ما آن را بايد بپذيريم و الا به نوعى بيمارى مبارزه با خويشتن دچار خواهيم گشت . مدعا اينست كه نظم قابل مطالعه و خواندن در هويت جهان متحرك حكمفرما است و اين نظم از خارج از هويت طبيعت وارد طبيعت مىشود . بنا بر اين مدعاى مزبور به دو جزء تقسيم مىشود : جزء يكم نظم در جهان طبيعت حكمفرما است . دليل منطقى اين جزء كشف و درك قوانين علمى است كه شناختهاى علمى و ارتباطات زندگى عينى انسانها را تفسير و توجيه مىنمايد . دليل جزء دوم مدعا ، نبودن پل عينى است كه برقرار كنندهء رابطه ميان اجزاء و روابط آنها با يكديگر در لحظهء پيشين و اجزاء و روابط موجودات در لحظهء بعدى بوده باشد . اين حقيقت را هر چند كه ممكن است براى بعضى از متفكران تلخ باشد ، بايد بپذيريم كه يا بايد وجود حركت و تحول مستمر در طبيعت را منكر شويم و مانند زينو بعوض جهان شناسى به خيالبافى بپردازيم و يا بايد بپذيريم كه نظم و استمرار جهان طبيعت مستند به عاملى خارج از ذات آنست . توضيح اين جمله چنين است كه اشخاصى كه به حركت صور و پديده در جهان طبيعت معتقدند و مىگويند : يك واقعيتى پايدار و غير قابل تحول محل حركت صور و پديده‌ها است ، يا واقعا درك نمىكنند كه چه مىگويند يا مىدانند كه چه مىگويند ، ولى اين مطلب را نمىفهمند كه دو سطحى كردن طبيعت ( سطح