تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
انسانى بينديشد آيا علم تأكيد كرده است كه آن قدر در بارهء انسان بى اعتنائى نمائيد كه هر چه در بارهء انسان گفته شود چه از نظر انسان « آن چنان كه هست » و چه از نظر انسان « آن چنان كه بايد » از احتمال و گمان تجاوز نكند و در نتيجه اين موجود را به بيابانهاى بى سر و ته فلسفه تبعيد كنيد ، و هر كس كه از شما بپرسد كه چگونه مىتوان شناخت اين موجود را كه همهء هستى را مىخواهد با علم درك كند ، با احتمال و گمان بر گذار كنيد و براى اين كه احساس شكست نكنيد ، خود را با كلمهء مكتب تسليت بدهيد آرى ، اين مكتب خاص روانشناسى چنين مىگويد : بلى آن مكتبى است كه ما در فلان رشتهء علوم انسانى آن را پذيرفته ايم

شناخت واقعيات با تكبر و خود محورى سازگار نيست

هيچ لجنى در درون انسانى مانند تكبر و خود محورى مانع جريان آبحيات معرفت و شناخت در درون وى نيست . گاهى اين لجن بقدرى رسوب شده و تحجر يافته است كه از ورود حتى يك قطره آب معرفت از جهان قابل شناخت به درون مانع مىگردد . گاهى ديگر بمرحلهء تحجر و رسوب نرسيده ولى هر آب معرفتى كه وارد درون شود آن را آلوده و كثيف مىسازد . نخست آيات مربوطه به اين نكبت و سيه روزى را در نظر مىگيريم : 1 - * ( وَقالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى رَبَّنا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ وَعَتَوْا عُتُوًّا كَبِيراً ) * ( 1 ) ( و آنان كه ديدار ما را آرزو نمىكنند و اميدى به آن ندارند ، گفتند ، اگر فرشتگانى بر ما نازل مىگشت يا پروردگارمان را مىديديم [ اينان ] در نفس خود تكبر ورزيدند و تجاوز بزرگى كردند ) . 2 - * ( إِنَّ الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ الله بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغِيه فَاسْتَعِذْ بِالله إِنَّه هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ) * ( 2 ) ( آنان كه در

هامش
( 1 ) الفرقان آيه 21 .
( 2 ) المؤمن آيه 56 .