با جهان برقرار نمائيم ، بروز تأثير و تأثر ميان ما و جهان جبرى و حتمى است ، بنا بر اين ما چطور مىتوانيم از اين جبر شوخى ناپذير خود را رها بسازيم درك پاسخ اين اعتراض دشوار نيست : دقت فرمائيد : دو شخص را در نظر بگيريد كه ميان آن دو يك مسئله مادى وجود دارد ، مثلا يكى از آن دو صد ريال از ديگرى طلبكار است و در عين حال معناى عدالت و ارزش آن را نمىداند . آن شخص دوم كه بدهكار است ، آن قدر قدرتمند است كه مىتواند صد تومان طلب آن طلبكار را ادا نكند ، ولى بدانجهت كه قدرت بدهكار مانع از عدالت ورزيدن تقليدى وى نيست ، صد تومان را به انگيزگى همان عدالت به طلبكار ناتوان ادا مىكند ، در اين جريان عدالتى بوقوع پيوسته است كه نه طلبكار عظمت و ارزش آن عدالت را مىفهمد ، زيرا فقط تحت تأثير و تأثر صد تومان است و نه آن بدهكار كه ارزش عدالت را از روى تقليد درك كرده است .
ولى يك ناظر آگاه از عظمت و ارزش عدالت با فهم صاف و ناب كه در جريان مزبور مىنگرد ، از احساس نمودى از عدالت در دريائى از لذت روحى غوطه ور مىشود ، زيرا او در حادثه مزبور بالاتر از تأثير و تأثر صد تومان قرار دارد و بالاتر از عدالت تقليدى به آن رويداد مىنگرد در صورتى كه طلبكار فقط صد تومان خود را مىخواهد و بدهكار هيجان روانى وابستهء خود را بر ديگران اشباع مىنمايد ولى آن ناظر آگاه از عظمت و ارزش عدالت كه با وجود قدرت بر خلافش تحقق يافته است ، معناى بسيار والائى از عدالت را درك نموده و آرزو مىكند كه اى كاش آن طلبكار طلب خود را بعنوان دفاع از حق خود كه اصلى مقدس از اصول عدالت است ، استيفاء مىنمود و آن بدهكار هم با انگيزگى ايفاى حق كه اساسىترين اصول عدالت است ، طلب طلبكار را پرداخت مىكرد . اين نگرش به عدالت ما فوق تأثير و تأثر از رابطهء نمودهاى عينى است كه مجراى محسوس عدالت است . با اين مثال مىتوان چگونگى بالا رفتن انسان را از تنگناى رابطهء تأثير و تأثر در
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 133
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٣٣