1 - عدم عموميت محصول كار و جزئىبودن آن . اين عموميت و تكثر از زمان ظهور صنايعى شروع شده است كه قدرت به وجود آوردن محصول متشابه با كميت زياد را دارا شدهاند . به وجود آمدن محصول متشابه با كميت زياد ، نقش اساسى كار را رسما مورد آگاهى اجتماعات قرار مىدهد . 2 - عدم ارزيابى جدى حيات بشرى كه در كار و فعاليت مستهلك مىگردد . مبارزه با اين علت و مرتفع ساختن آن ، از زمان ظهور دين اسلام به وجود آمده بشر را متوجه ارزش كار و فعاليت نمود . در مباحث گذشته با اهميت تلقىشدن كار به وسيله دين اسلام در عاليترين حدى كه تصور مىرود ، مطرح گشت و ديديم كه چگونه پيشوايان شماره يك اسلام با بيانات و رفتار عينى خودشان حيات بىفعاليت و كار را از ارزش ساقط نموده و با ارزشترين حيات را حياتى معرفى كردهاند كه با كار و كوشش سپرى مىگردد . اسلام به اضافهء اين ارزيابى جدى ، دستور ديگرى در بارهء كار صادر نموده كه براى ابد عظمت حياتى كار تثبيت شده است و آن دستور اينست كه ارزش و حق كار را نمىتوان با فرمولهائى در عرضه و تقاضاى تصنعى كار يا با بهره بردارى از اضطرار كارگر و مردم فعال تعيين نمود ، بلكه بايد رضايت واقعى او تحصيل گردد ، نه رضايت صورى و اضطرارى . و چون اكثرا افراد كارگر و فعال به جهت اشتغال فكرى و تمركز قواى دماغى به تحصيل وسائل ادامهء زندگى ، ارزش كار خود را نمىدانند ، لذا اسلام در سه مورد از قرآن مجيد دستور اكيد صادر مىكند كه : * ( وَيا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيالَ وَالْمِيزانَ بِالْقِسْطِ وَلا تَبْخَسُوا ) * ( 1 ) ( و اشياء مردم را بىارزش نكنيد و در روى زمين فساد به راه نيندازيد )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 90
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٩٠
هامش
( 1 ) سورهء هود آيهء 85 و سورهء الاعراف آيه 85 . در اين آيه به جاى و لا تعثوا . . . اين جمله آمده است * ( وَلا تُفْسِدُوا فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها ) * ( و در روى زمين پس از آنكه اصلاح شده است ، افساد مكنيد ) و سوره الشعرا آيه 183