تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
ديدگاه متفكران قرن نوزدهم به اين طرف وسيعتر و عميقتر مطرح گشته‌اند ، چنان كه نطفهء اوليهء بسيارى از موضوعات علمى و فلسفى ، در قرون و اعصار گذشته به وجود آمده سپس با پيشرفت تكاملى تفكرات همان نطفه‌ها روئيده به فعاليتهاى كنونى رسيده است . نظرات اتمى از دموكريت ، حركت و تضاد از هراكليد ، جاذبه و روانكاوى از جلال الدين محمد مولوى ، اصول هندسه از اقليدس ، وحدتگرائى از پارمنيد و جبر و مقابله از شيخ موسى خوارزمى روش علمى در شناخت نور و ديد آن از حسن بن هشيم بصرى و غيره بروز نموده در قرون بعدى تدريجا مسير تكامل را پيش گرفته‌اند . البته اين را هم مىدانيم كه هر پيشرفت علمى و جهانبينى با امتيازاتى كه دارد ، غالبا همراه با خوشبينيهاى ناشى از عشق به مسائل پيشرفته مىباشد . اين خوشبينى عاشقانه مىتواند نقش بزرگى در بستن سيستم معرفتى انسانى داشته باشد . به عنوان مثال ، هنگامى كه پيشرفت تعقلى در قرون وسطى را در نظر مىگيريم ، مىبينيم كه بعضى از متفكران با دستيافتن بر چنين روش تعقلى ، اگر چه امتيازاتى را مانند توسعه فكرى و گسترش فعاليتهاى تجريدى عقلانى و انديشه‌هاى قياسى بدست آورده‌اند ، ولى خوشبينى ناشى از عشق به چنين روش فكرى ، آنان را در محاصرهء تعقلهاى دور از تجربه و مشاهدات عينى انداخته ، عظمت و ارزش ، بلكه ضرورت تجربه و مشاهدات عينى در طبيعت و انسان را به بوتهء فراموشى انداخت . ما بيش از همه چيز بايد اين قانون را بپذيريم كه رابطهء انسان را با جز خود چه در قلمرو طبيعت و چه در قلمرو انسان ، نبايد در سيستمهائى كه به وسيلهء متفكران و دانشمندان به وجود مىآيد ، ببنديم . مسلم است كه تحقيقات و بررسيهاى امروز ما هم در بارهء كار و ارزش آن از اين قانون مستثنى نمىباشد .