آنان صادر شده است .
روى همين ارزيابى حياتى كار از نظر اسلام بوده است كه عبد الرحمن بن خلدون چند قرن پيش از متفكران اخير ارزش كار را به طور جدى مطرح مىكند ، چنان كه پس از اين مبحث مشروحا بررسى خواهيم كرد .
بنا بر حقايقى كه از مجموع مباحث گذشته به دست آورديم ، متفكران اسلامى بايستى اهميت و ارزش كار را رسما و در آثار حقوقى و اقتصادى و سياسى خود به طور جدى مطرح نمايند .
مسامحه اى كه در اين پديدهء حياتى به چشم مىخورد ، نه به جهت مقتضاى خود مكتب است ، بلكه به جهت خودخواهيها و سودجويى اداره كنندگان جوامع اسلامى بوده است كه بعضى از محققان و متفكران را وادار مىكرد كه تنها به جنبهء بحثى و اخلاقى كار بسنده نموده ، چهرهء حياتى آن را آشكار نسازند .
خلفاى بنى اميه و امراى بنى عباس و ساير سلسله هائى كه اسلام را وسيلهء اشباع حس مقام و ثروتپرستى خود نموده بودند ، متفكران را براى توضيح حقايق اسلام آزاد نمىگذاشتند تا آنجا كه جهاد در نظر آنان چپاول ملل ديگر براى پركردن خزانهها و عمل صالح و سعى و كار كه در آيات قرآنى آمده است ، به عبادات شخصى و اعتيادى و حرفه اى تفسير مىشود . با اين حال ، ائمه معصومين و فقهاء و محققان راستين كه تنها محافظين متن حقيقى مكتب اسلام بودند ، پديدهء كار و اهميت و ارزش حياتى آن را در اشكال حديث و فقه و اخلاق و عمل و رفتار عينى خودشان گوشزد مىكردند . اين كه در منطق پيشوايان عالم تشيع ، كار براى تنظيم معاش ، با اهميت حياتى تلقى شده حتى گاهى جهاد در راه خدا معرفى شده است ، اصلى است كه هيچ گونه ترديدى ندارد . به عنوان نمونه از امام صادق عليه السلام روايت است كه :
الكادّ لعياله كالمجاهد في سبيل اللَّه ( 1 )
هامش
( 1 ) الفروع من الكافى محمد بن يعقوب كلينى جلد 5 صفحهء 88