آيا در حدود 700 آيه از قرآن مجيد كه با اشكال گوناگون چه در موارد شخصى و چه به صورت قانون كلى ، اهميت و اصالت و عليت كار و كوشش را به نتايج آن گوشزد مىكند ، كافى نيست كه ملاك حيات منطقى واقعى و ارزش آن را كار قرار بدهد بلى ، سوگند به خداوندى كه خود ، هستى را در مجراى كار و حركت آفريده است ، چنين است كه ملاك حيات منطقى واقعى و ارزش آن ، كار است و بس .
آنچه را كه ما از دلائل تجربى در زندگى انسانى و عوامل حياتى سرگذشت بشرى و منابع اوليهء اسلامى مىبينيم ، اينست كه انسانى كه حياتش را از كار و كوشش ديگران تأمين مىنمايد ، طفيلى مزاحم حيات ديگر انسانها است كه نه تنها بهره بردارى او از مواد زندگى كه با تلاش ديگران تهيه مىشود ، غصب و عدوانى است ، بلكه حيات او از آن ديگران است و خود مرده اى بيش نيست .
با نظر به دلائل تجربى در زندگى انسانها و عوامل حياتى سرگذشت بشرى و منبع اصلى اسلام ( قرآن مجيد ) در بارهء كار ، بايد كار را از جهات مختلف و ابعاد گوناگون معتقد شويم :
ارزش انسانى كار در مكتب اسلام
نخست مقدمهء مختصرى را در بارهء اهميت حياتى كار متذكر مىشويم : به طور كلى پديدهء حيات بشرى به هر معنايى كه در نظر بگيريم از فعاليت طبيعت آغاز مىشود و با كار انسانى در مجراى قوانين طبيعى ادامه پيدا مىكند ، و با اختلال تركيب وجودى او كه موجب خنثىشدن كار در بارهء او مىگردد ، رخت از سطح طبيعت برمىبندد .
اين جريان عمومى پديدهء حيات آدمى از به دو حركت او در روى زمين چه در حال انفرادى و چه در قلمرو جمعى ، از آن قانون پايدار ناشى مىشود